پيدا كند و اصول فراموش شود ، آنوقت است كه تبديل به ضد شعار مىشود . سياستها همواره كوشش دارند محتواى شعارها را از شعارها بگيرند و شعارها را توخالى كنند و وسيلهء سرگرمى بسازند همين كارى كه الان مىبينيم كه مثلًا نماز جماعت هست ولى خود جماعت و وحدت نيست ، صورتها هست و باطنها نيست ، ظرفهاى خالى به دست مانده ( رجوع شود به جزوهء فرصتها را مغتنم بشماريم ) .
تعظيم شعاير
خلاصه اى از سخنرانيهاى راديويى از مسجد آذربايجانيها در سال 1378 [ قمرى ] :
1 . فرق شِعار و شَعار . شِعار به معنى علامت و معرفى شخص و انتساب به يك جمعيت و بلكه معرّف شخصيت است . در جنگها شِعار مىدادند . اما شَعار لباس زيرين است در مقابل دثار . كلام امير عليه السلام :
* ( شَعارهم الخوف و دثارهم السيف . ) * از لغت معلوم مىشود كه احياناً شِعار در مورد شَعار نيز استعمال مىشود . رجوع شود به شرح ابن ابى الحديد راجع به جملهء بالا .
2 . شعائر جمع شعيرة است كه به معنى شِعار است .
3 . ما بايد ببينيم در اين آيهء كريمه : * ( و من يعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب ، ) * اولًا شعار چيست ؟ ثانياً تعظيم شعاير يعنى چه ؟ و ثالثاً رابطهء تعظيم شعائر الله با تقواى قلوب چيست ؟ رابعاً فايده و فلسفه و اثر تعظيم شعاير چيست ؟
4 . اما شعار همانطور كه گفتيم علامت و معرّف است ، اما نه معرف شخص بما هو شخص بلكه علامت شخص از جهت انتساب به يك قوم يا يك عقيده . شعارهاى ملى معرف انتساب و ارتباط با يك قوم يا يك آب و خاك و بالاخره يك واحد قومى است . در ميان عقايد و مسلكها شايد غير از اسلام در جاى ديگر پيدا نكنيم كه رسماً شعايرى داشته باشد و آن شعاير معرف ارتباط با عقيده و مسلك