منحصر است به حكومت مردم بر مردم يا اين جهت اختصاص دارد به اجتماع مدنى ؟ :
24 . علت اينكه نقطهء مقابل حكومت استبدادى و ظالمانه حكومت مردم بر مردم قرار داده مىشود ، اين است كه در اجتماع مدنى افراد همه در فكر منافع شخص خود مىباشند و اگر فردى حكومت و قدرت را در دست بگيرد به حكم غريزهء استخدام عالماً عامداً به حقوق ديگران تجاوز مىكند مگر آنكه آن فرد معصوم يا حداقل ايمان و تقواى دينى كاملى داشته باشد . اما در اجتماع منزلى علاقهء زن و شوهر و پدر و مادر و فرزندان مانع ظلم و تجاوز عمدى است ، ظلم و تجاوزها از روى جهالت مىشود . والَّا اگر فرد حاكم - ولو حكومتش مطلقه باشد - از لحاظ وجدان اخلاقى يا عاطفه مقيد باشد ، هر چند از لحاظ قانون مقيد نباشد ، حكومت كند ولى عادلانه ، حكومتش مشروطه و از نوع حكومت مردم بر مردم نيست اما از نوع حكومت عدالت بر مردم هست ، حكومتش فردى است اما مستبدانه و ظالمانه نيست . حكومت پدر بر خانواده طبعاً اينطور است كه فردى است ولى عاطفه او را مقيد مىكند . اما چنان كه گفتيم عاطفه به تنهايى كافى نيست ، علم و عقل و اطلاع هم لازم است كه به قصد خوبى بدى نكند و به نيت خير و تربيت و اصلاح تعدى و تجاوز نكند و استبداد به خرج ندهد و سلب آزادى نكند . ايمان كه باشد ، محيط خانواده گلستان است .
25 . مقياسى كه براى حدود آزادى فرد و قدرت دولت در داخل خانواده ذكر كرديم ، براى مسئلهء رعايت مقتضيات زمان نيز به كار مىآيد ، زيرا مشتركات همانطور كه مشتركات افراد است مشتركات زمانها نيز هست .
26 . در اينجا چند مسئله است :
الف . آيا حكومت خانوادگى بايد چه نوع حكومتى باشد ؟
ب . حدود آزادى افراد اجتماع منزلى و حدود قدرت دولت چيست ؟
ج . چرا حكومت خانواده با آنكه فردى است مىتواند عادلانه باشد ، بر خلاف حكومت مدنى ؟
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٨