3 . پيغمبر اكرم دربارهء مكارم اخلاق چه فرموده است ؟
4 . آيا استطاعت روحى و اخلاقى براى حج لازم است يا خير ؟
5 . فرق شرط وجوب و شرط وجود چيست ؟
درس دوم : آشنايى با چند لغت وقتى كه مىگوييم « اخلاق و آداب سفر » بايد معنى اخلاق و معنى آداب و فرق ميان آنها را بدانيم . حتى خوب است بدانيم چرا به سفر ، سفر مىگويند و چرا همسفر را « رفيق » مىگويند .
اخلاق اخلاق جمع خُلق است . خلق يعنى خوى . ساختمان وجود انسان تا آنجا كه مربوط به بدن است ، خَلق ( به فتح خاء ) گفته مىشود و تا آنجا كه مربوط به روح يعنى مربوط به قسمتى از تمايلات روحى است ، خُلق ( به ضم خاء ) گفته مىشود . به عبارت ديگر خَلق مربوط به شخص است و خُلق مربوط به شخصيت . در دعا وارد شده است كه هنگامى كه در مقابلهء آيينه مىايستيد و خود را مىبينيد ، بگوييد : * ( اللَّهم حسِّن خُلقى كما حسَّنت خَلقى ) * يعنى خداوندا ، اخلاق مرا نيكو گردان همچنان كه اندام مرا نيكو گردانيده اى و مرا به صورت انسان و در احسن تقويم آفريده اى .
آنچه مربوط به بدن است طرح ريزى و ساختمانش در رحم تمام مىشود . مثلًا استعداد اينكه انسان سفيدپوست باشد يا سياه پوست ، زشت باشد يا زيبا ، كوتاه باشد يا بلند ، تمام اينها در مرحلهء رحم طرح و بنا مىشود و پس از اينكه كودك به دنيا مىآيد نه به وسيلهء خود او و نه به وسيلهء ديگران قابل تغيير نيست .
اما اخلاقيات كه مربوط به روح است در همين دنيا به وسيلهء خود شخص و معلمان و مربيان و اجتماع ، طرح و بنا مىشود . البته قسمتى از استعدادهاى اخلاقى مربوط به سرشت و مرحلهء قبل از تولد است
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 461
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٦١