4 . رجوع شود به ورقهء علم يقينى و تكذيب و انكارهاى بى جا و همچنين به گفتار راديويى « انكارهاى بى جا » .
5 . رجوع شود به ورقه هاى شك ، نمرهء 8 راجع به چيزهايى كه سبب مىشود سؤال بى جا كم شود .
6 . رجوع شود به ورقه هاى شك ، نمرهء 7 : انواع سؤالات بى جا .
ايضاً رجوع شود به ورقه هاى علم .
7 . بسيارى از مردم با اينكه سراپاى وجودشان پيروى كوركورانه از عادت و محيط و مُد و اوضاع است ، همين كه به امور دينى مىرسند مىخواهند افلاطون عصر شوند .
8 . مردم از لحاظ سؤال گاهى مفرِطند و گاهى مفرّط و گاهى هر دو .
9 . داستان زنى كه آمد از حضرت زهرا عليها السلام مسئله اى را چند بار سؤال كرد ، يك نمونه از سؤال بجاست .
10 . در حديث است : * ( سل تعلماً لاتعتناً ) * . در منية المريد آدابى در سؤال متعلم از معلم ذكر مىكند ، مراجعه شود .
11 . يكى ديگر از سؤالات كه اگر سؤال چندان به وقت نبود جواب به وقت [ بود ] داستان كسى است كه در جمل از حضرت راجع به معنى « واحد » سؤال كرد . همچنين كسى كه در صفين از نماز سؤال كرد و يكى از اصحاب گفت : حالا وقت اين سؤال نيست ، حضرت فرمود : ما براى نماز مىجنگيم .
12 . حديث نقل شده از رسول اكرم : * ( علم لايصلحك ضلال . ) * اين حديث مىرساند كه چه چيزهايى را بايد سؤال كرد . سعدى مىگويد :
علمى كه ره به حق ننمايد جهالت است .
13 . حديث امام باقر در نهى از كثرت سؤال - الميزان جلد 6 ، صفحهء 166 .
14 . در الميزان جلد 5 ، صفحهء 97 ذيل آيهء كريمه . . . اين حديث را
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 420
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٢٠