نبايد در اختيار او قرار داد . ولى منتسكيو اين را دليل عكس گرفته است ، مىگويد :
و در هر حال مللى كه اختيار رهايى را به مرد واگذار نمودهاند بهتر آن بود كه اين اختيار را به زن نيز مىدادند .
مىگويد :
در قانون طوايف مالايو مردى كه زن خود را رها نموده مىتواند مجدداً با او ازدواج كند ولى در قانون مكزيك زن و مرد فقط به شرطى مىتوانند مجدداً ازدواج كنند كه تا پايان عمر با هم بسر برند . از اين حيث قانون مكزيك بهتر از قانون مالايو است ، چه آنكه قانون مالايو ازدواج و رهايى را بازيچه نموده است .
ازدواج مجدد در قوانين مالايو و قانون محلَّل در اسلام :
در اسلام راجع به ازدواج و رهايىهاى مكرر ، قانون محلَّل وضع شده است و پس از تأمل معلوم مىشود كه راهى كه اسلام رفته بهتر و عاليتر است .
ايضاً در صفحهء 443 مىگويد :
در قانون مكزيك زن و شوهر نمىتوانند يكديگر را رها كنند ، لكن مىتوانند از هم طلاق بگيرند و به همين جهت است كه ازدواج مجدد آنها با مقررات سخت صورت مىگيرد .
پس بهتر اين است كه راهى براى رهايى يكطرفه نيز باشد . در قوانين اروپايى راه طلاق يكطرفه را نبستهاند بلكه براى هر دو طرف باز گذاشتهاند ، چيزى كه هست شرايطى در نظر گرفتهاند و راه را براى هر دو طرف يك جور قرار دادهاند . ولى در اسلام راه براى هر دو باز است ، براى مرد يك راه و براى زن راه ديگر . راهى كه براى مرد باز
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 350
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٥٠