اخلاق ، صفحات 29 - 30 .
56 . دعوت به ازدواج در اسلام و منع از تجرد و عزوبت و به طور كلى مصالح ازدواج و مضرات تجرد و اينكه تجرد بىعقلى است نه عقل . رجوع شود به رسالهء تدبير منزل ، صفحهء 66 - 68 .
57 . اشهاد بر ازدواج و فلسفهء آن . رجوع شود به رسالهء تدبير منزل ، صفحهء 69 و به روايات باب . . .
زن در اجتماع ما
در اجتماع ما رفتارهايى نسبت به زن است كه با اسلام منطبق نيست :
1 . در اسلام حجاب هست و حتى اسلام حجاب را تأسيس كرده ، اما آنچه امروز هست به بازى موش و گربه از حجاب شبيه تر است و با سنت عملى صدر اول تطبيق نمىكند .
2 . حدود اختياراتى كه فقها براى مرد قائل شدهاند با روح عدالت اسلامى منطبق نيست و از آيات قرآن مستفاد است كه حاكميت مرد حق تحكم نيست ، مبنى بر مصلحت است .
3 . فقها ادلهء حرج و ضرر را در مورد روابط زن و مرد جارى نمىدانند .
4 . مسئلهء غايب مفقودالاثر و محدوديت به چهار سال در عصر حاضر ، جمود بر ظاهر و غفلت از مقصد تشريع است .
5 . ما زن را موجودى اتّكالى بار آوردهايم ، در اثر خانه نشاندن و بى خبر گذاشتن از اجتماع و اقتصاد و سياست و دانش .
6 . اجازهء متعهء بىنهايت براى مرد مزوّج 7 . الغاء حكم * ( « فان خفتم الَّا تعدلوا » در صورتى كه در موارد ديگر به اين خوفها ترتيب اثر داده مىشود .
8 . افراط در عدم جواز خروج زوجه بدون اذن زوج 9 . منع زن از فتوا و حتى دخالت در حكومت دليلى ندارد