2 . تمام زنها مىخواهند احساس كنند كه وجودشان مؤثر و مورد نياز است .
1 . آيا آيهء قوامت دلالت دارد كه مرد ، هم در اجتماع مدنى و هم در اجتماع منزلى بر زن قوامت دارد يا اختصاص دارد به اجتماع منزلى ؟
اين بستگى دارد كه جملهء * ( بما فضل الله بعضهم على بعض ) * را به معنى « بما فضل الله الرجال على النساء » معنى كنيم يا « بما فضل الله الرجال على النساء فى بعض الامور و فضل الله النساء على الرجال فى البعض الاخر » . اگر دومى را بگيريم ، فقط به اجتماع منزلى تطبيق مىشود .
2 . آيا جملهء * ( بما انفقوا من اموالهم ) * چه مىفهماند ؟ آيا مدعاى مخالفين را مىفهماند كه چون مرد مالك زن است ، انفاق مىكند ؟ ! ! البته واضح است كه خلاف آن را مىفهماند ، بلكه نفقه را به منزلهء علت مىشمارد و علت نفقه را چيزهاى ديگر مىداند . لهذا در روايات علل انفاق ، قوامت ذكر نشده و يا لااقل تقسيمى است متناسب ، و با * ( بما انفقوا ) * سببيت را نمىفهماند ، مقابله است يعنى اين تقسيم بايد بشود و البته متناسب با اين تقسيم كار و وظيفه ، و حق همين است .
3 . آيا طبيعت زن از اطاعت امر شوهر ابا دارد و خلاف خواستهء اوست يا نه ؟ بدون شك زن خواهان تسلط بر مرد است ولى آن تسلطى كه او خواهان است غير از اين تسلط است ، تسلط معنوى و نامرئى و قلبى است . رجوع شود به ورقه هاى تفاوت زن و مرد .
4 . آيا در اجتماع منزلى احتياج به حكومت و قدرت مركزى دولتى خانوادگى هست يا در اينجا فقط از آزادى افراد بايد دم زد ؟
چرا فلاسفهء اروپا در اجتماع مدنى براى آزادى فرد ، مرز قائلند اما در اجتماع منزلى سكوت كردهاند ؟
5 . اسلام پايهء اصلى خانواده را بر عواطف و وحدت ريخته است كه عملًا زن و مرد از مرزهاى خود به نفع ديگرى مىگذرند
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 142
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٤٢