زن مظهر مطلوبيت و مرد مظهر طلب است :
رازى است در اين پرده گر آن را بشناسى
دانى كه حقيقت ز چه در بند مجاز است
عشق است كه هر دم به دگر رنگ درآيد
ناز است به جايى و به يك جاى نياز است
در صورت عاشق چو درآيد همه سوز است
در كسوت معشوق چو آيد همه ساز است
راهى است ره عشق بغايت خوش و نزديك
هر ره كه جز اين است همه دور و دراز است .
راه حل اسلامى : حل مشكلات زن با اعلام تساوى نيست ، با تبعيت از فطرت است :
20 . از نظر اسلام راه حل مشكل زن و مرد اعلام تشابه و تساوى حقوق زن و مرد نيست ، كوشش در راه تلطيف عواطف و رفع جهالت و كوشش در راه قدرشناسى زن و مرد از يكديگر و آزاد گذاشتن زن در آنچه اسلام او را آزاد گذاشته است ، بالا بردن سطح تسخير زن مردِ خود را و در آوردن جامعه به صورت محيط كار و عمل و فعاليت نه التذاذ و كامرانى و در آوردن خانواده به صورت محيط التذاذ و خوشى نه محيط رفع خستگى ، ايجاد رابطهء زن با زن مثل مرد با مرد در كارگاههاى هنرى و مؤسسات فرهنگى و ايجاد اجتماعات سالم زنان و خيريه هاى زنان و امثال اينهاست .
21 . عطف به صفحهء 121 جواب اشكال دوم ، حاصل اشكال اينكه حل بحران اجتماعى به واسطهء تعدد زوجات منجر به بحران خانوادگى مىشود ، پس اسلام حل نكرده . جواب اين است كه بحران خانوادگى با تربيت و تعليم اسلامى قابل رفع است ، زيرا ضد غريزه نيست اما راه قانونى ندادن به ازدواج زنهاى بىشوهر ضد غريزه است و با تربيت و تعليم قابل رفع نيست .
در مسئلهء تعدد زوجات از اينجا بايد شروع كرد كه تعدد زوجات يك ضرورت اجتماعى است نه يك ضرورت طبيعى ( 1 ) اصل
هامش
( 1 ) به عبارت ديگر تعدد زوجات بهترين چاره جويى يك مشكل اجتماعى است نه اينكه خوب است در مقابل وحدت زوجه ، بلكه خوب است يعنى بهترين راه حل مشكل اجتماعى است .