خود را ، نيروهاى خود را اعم از نيروهاى مادى يا فرهنگى يا انسانى شناختن . يك نفر زردشتى در دانشكده فنى گفته بود كه عربها آمدند يك ميليون كتاب ما را آتش زدند ! و . از فرصتها استفاده كردن : * ( من الخُرق المعاجلة قبل الامكان و الأناة بعد الفرصة - الفرصة تمر مر السحاب ، فانتهزوا فرص الخير . ) * فرصت حساس است ، زودگذر است ، غير قابل پيشبينى است ، چابكى و تيزهوشى و چالاكى مىخواهد .
يادداشت رشد اسلامى
1 . گفتيم كه رشد يعنى شايستگى براى نگهدارى و بهره بردارى از سرمايه ها و امكانات موجود و به عبارت ديگر ، شناخت و آگاهى بر سرمايه ها و درك و تشخيص سود و زيانها و توانايى بر جلب سودها و دفع زيانها . البته مقصود توانايى از نظر لياقت است نه از نظر موانع خارجى كه آن ربطى به رشد ندارد . پس بهتر است به جاى توانايى بگوييم لياقت براى جلب مصالح و دفع مفاسد .
ركن آموزشى و ركن پرورشى :
و گفتيم كه طبعاً رشد دو ركن دارد : ركن ادراكى و تشخيصى كه مربوط به آموزش صحيح و سليقه صحيح و فكر صحيح است ، و ديگر قوايى كه مربوط است به لياقت عملى و پرورش صحيح .
ركن آموزشى :
يعنى احساس دردها و نيازها :
اكنون مىگوييم از جنبه ادراكى خوب است تعبير كنيم به شناخت خود و سرمايه هاى خود اعم از مادى ، معنوى ، فرهنگى ، تاريخى و احساسِ دردها و نيازها . جامعه رشيد جامعه اى است كه امكانات خود و سرمايه هاى خود و دردهاى خود ، كمبوديهاى خود ، نيازهاى خود ، موانع كار خود ، سدها و ديوارهاى جلو راه خود را تشخيص دهد ، دشمن و دوست خود را تشخيص دهد .
تبليغاتى كه مظهررشداست و تبليغاتى كه مظهربىرشدى است :
2 . مبلغين واقعى و مجامع تبليغى واقعى آن مبلغين و مجامعى هستند كه مظهر رشد اسلامى باشند ، بيداركننده باشند ، دردها و نيازها را درك كنند ، راه چاره آن دردها و رفع آن نيازها را نشان دهند .