صرفنظر مىكنيم . 5 . در ذيل مسأله 7 مىگويد :
جريان الربا فى الابراء به شرط الابراء :
و مقتضى هذه جريانه فى الابراء به شرط الابراء . . . و هل يجرى فى التعاوض لا بعنوان المعاوضة مثل وفاء الديون كما اذا كان عليه عشرة دراهم ( 1 ) فيوفيه بدفع اثنى عشر درهماً ( 2 ) . 6 . ذيل مسأله 7 ( ص 10 ) :
التنزيل :
و كذا اذا كان عليه عشرة مؤجلًا فيرضى الدائن بثمانية حالًا اذا كان القصد الى كون الثمانية وفاء عن عشرة لا عن ثمانية و يكون ابراء عن الاثنين .
سيد اين مسأله و مسأله پيش را يك جا تحت نظر قرار داده است .
اول از مسالك نقل مىكند كه گفته است زياده عملًا هبه است ، و از صاحب جواهر نقل كرده كه گفته است خود به خود زياده به عنوان هبه تعين پيدا نمىكند بلكه بايد قصد شود .
وفاء دين غير از معاوضه است و به همين دليل تنزيل قرض بلامانع است :
و خود سيد اول مىگويد اقوى اين است كه ربا نيست زيرا باب وفاء غير از باب معاوضه است و ربا در معاوضات است ولى بعد به واسطه اخبارى كه وفاى گندم يا جنس ديگر را به مثل خودش ( يا جو ) به مقدار بيشتر نهى كرده است ، ترديد مىكند .
اشكال وفاء دين به مقدار بيشتر :
به عقيده ما مسأله تنزيل قرض اشكالى ندارد ، زيرا همان طورى كه سيد گفته است وفاء به دين غير از معاوضه است . بعلاوه ، اينكه ما گفتهايم كه رباى معاملى حريم رباى قرضى است و از جهت حريمى تنزيل قرض مانعى ندارد و اينكه مدت به حساب آمده است ،
هامش
( 1 ) . بايد دراهم خوب فرض كرد .
( 2 ) . دراهم بد