10 . دو نظر معكوس در دو قطب مخالف هست : يكى نظر عرفا ( 1 ) مبنى بر اينكه حتى ميلهاى مادى ، اصيل نيستند يك ميل بيشتر در انسان نيست و آن عشق به حق است و هرچه غير حق محبوب است به اعتبار مرآتيت و نمونه اى است كه از حق متعال دارد . به قول مولوى :
جرعه اى بر ريختى زان خفيه جام
بر زمين خاك من كأس الكرام
گشت بر زلف و رخ از جرعه نشان
خاك را شاهان همى ليسند از آن
جرعه خاكآميز چون مجنون كند
مرشما را صاف او تا چون كند . . .
ديگر ، نظر ماديين كه غرايز معنوى را نيز از ريشه مادى مىدانند ، مخصوصاً نظر فرويد كه غريزه معنوى را تلطيفشده غريزه مادى مىداند با نظر عرفا كه غرايز مادى را تكدير و غبارآلوده شدهء غريزهء الهى مىدانند خوب قابل مقايسه هستند . آيا بهتر نيست كه همان طورى كه ويليام جيمز گفته است ، بگوييم در انسان واقعاً دو نوع غريزه وجود دارد : يك نوع غرايز مادى كه ما را به دنياى مادى پيوند مىكند و يك نوع غرايز معنوى كه ما را با دنياى غير مادى مربوط مىكند ؟ ماديين اصرار دارند كه حتماً فعاليتها و تجليات معنوى ريشه مادى دارند . به آنها بايد گفت به همان دليلى كه فعاليتهاى مادى دليل غرايز مادى است ، فعاليتهاى معنوى دليل غرايز معنوى است . چه
هامش
( 1 ) . در شرح صحيفه سيدعلى خان ذيل جمله هايى از اولين دعا : * ( ابتدع بقدرته الخلق ابتداعاً و اخترعهم على مشيته اختراعاً ثم سلك بهم طريق ارادته و بعثهم فىسبيل محبته ) * ، مىگويد محيىالدين گفته است : « ما احب احد غير خالقه ، لكن احتجب عنه تعالى تحت زينب و سعاد و هند و ليلى و الدرهم والدينار و الجاه و كل ما فى العالم ، فان الحب احد مسببيه الجمال . » - رجوع شود . مولوى :جزءها را رويها سوى كل است
بلبلان را عشق با روى گل است . . .رجوع شود به ورقه هاى فطرت و توحيد .