دين و بيماريهاى روانى
رجوع شود به ورقه هاى عبادات ، چرا اسلام عبادات را سرلوحه تعليمات خود قرار داده است ، نمره 5 كه بحث جامعى نسبتاً شده است و همچنين رجوع شود به ورقه هاى يادداشت عبادات نمره 15 و ورقه هاى روح و بيماريهاى روحى .
دين و عقل
رجوع شود به دفتر 89 ، فصل مربوط به عقل و به ورقه عقل و دين درباره اينكه عقل قادر نيست كه نفس امّاره را رام و مطيع كند و اين كار ايمان است :
كشتن اين ، كار عقل و هوش نيست
شير باطن سخره خرگوش نيست
تشبيه عقل به علماى فرنگ و اتمشناس معاصر و تشبيه نفس امّاره به قواى نظامى و حكومتهاى جبار و مقتدر كه از عالم بيچاره سلب هرگونه آزادى شده و محكوم است تمام افكار و تدبيرات خود را عليرغم ميل خود در راه منويات جاه طلبانه آنها به كار ببرد . كار عقل نقشه دادن است اما براى چه هدفى و مقصدى ، معلوم نيست .
مىتوان گفت عقل فىحد ذاته قوه عملى و حاكم بر اعمال نيست ، آن چيزى كه حاكم بر اعمال است انواع تمايلات است .
دين
1 . نسبت دين با عشق و با علم 2 . نسبت دين با اخلاق 3 . آيا منشأ دين علاقه به سرنوشت و خودخواهى است ، يعنى آيا منشأ و مقصد در دين از خودپرستى تجاوز نمىكند ؟ اين نظريه مقابل نظريه فطرت است . اگر اين نظريه را بگيريم ، آن وقت منشعب