Skip to main content

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — Page 444

Contributors:

P.444
پس بفرمودش خدااى ذولباب چون بپرسيدى بيا بشنو جواب موسيا تخمى به كار اندر زمين تا تو خود هم وادهى انصاف اين چون كه موسى كِشت و شد كشتش تمام خوشه هايش يافت خوبىّ و نظام داس بگرفت و مر آنها را بريد پس ندا از غيب در گوشش رسيد كه چرا كِشتى كنى و پرورى چون كمالى يافت آن را مىبرى گفت يارب زان كنم ويران و پست كه در اينجا دانه هست و كاه هست دانه لايق نيست در انبار كاه كاه در انبار گندم هم تباه نيست حكمت ايندو را آميختن فرق واجب مىكند در بيختن گفت اين دانش ز كه آموختى نور اين شمع از كجا افروختى گفت تمييزم تو دادىاى خدا گفت پس تمييز چون نبود مرا در خلايق روحهاى پاك هست روحهاى تيره گِلناك هست اين صدفها نيست در يك مرتبه در يكى در است و در ديگر شبه واجب است اظهار اين نيك و تباه همچنان كاظهار گندمها ز كاه