تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
با اينهمه آن رنج شما گنج شما باد افسوس كه بر گنج شما پرده شماييد روبند گشاييد و ز سر پردهء كذا اسرار پس خويش بدانيد كه سلطان نه گداييد گنجيد نهان گشته در اين توده پرخاك چون قرص قمر ز ابر سيه باز برآييد
اين اشعار ظاهراً از ملاى رومى در ديوان شمس است . بايد با اصل تطبيق و مقابله شود . خاقانى در صفحه 215 ديوان خود قصيده اى مفصل و عالى دارد در وصف حج كه در سفرى كه به مكه رفته سروده است ، رجوع شود . ايضاً در صفحه 88 قصيده ديگرى در وصف حج دارد كه با اين بيت شروع مىشود :
شبروان در صبح صادق كعبه جان ديده اند صبح را چون مُحرمان كعبه عريان ديده اند
رجوع شود به مقدمه ديوان خاقانى ، صفحه هفده و هجده . ايضاً ناصرخسرو اشعار معروفى دارد راجع به حج كه به ميم ختم مىشود . رجوع شود به اربعين طهرانى . رجوع شود به مقاله « سرگذشت اندونزى » در مجله راهنماى كتاب ، شماره آذرماه 40 . ايضاً رجوع شود به ورقه هاى « كعبه ونقش اجتماعى آن » . كسانى كه از صدر اسلام تا سال 335 به نقل مسعودى امارت حجاج را به عهده داشته اند مسعودى در آخر جلد دوم مروج الذهب تحت عنوان « ذكر تسمية من حج بالناس اول الاسلام الى سنة خمس و ثلثين و ثلثمأة » و از سال فتح مكه كه سال هشتم هجرت است شروع كرده و مىگويد