علم خواه .
20 . از نظر پيامبران عدالت ايده و آرمان بشرى است و بايد براى تحقق بخشيدن به آن بكوشد و اين خود انسان است ( ولو به وسيله مرد ابرمرد ) كه بايد آن نقش را عملى سازد ولى از نظر ماركسيسم و به اصطلاح سوسياليسم علمى اين ماشين است كه خودبه خود و جبراً بايد اين وظيفه خطير را انجام دهد .
ممكن است بگوييد از نظر عقايد مذهبى نيز انسان عهده دار اين وظيفه نيست ، خدا عهده دار است . جواب اين است : از نظر مذهب هرگز خدا عهده دار وظيفه بشرى كه در حدود مقدورات بشرى است نمىباشد .
21 . در مقدمه كتاب ( اين است مذهب من ) ص 6 از قول گاندى نقل مىكند : « آيا روا نيست كه معتقد شويم هرقدر تمدن عظمت پيدا مىكند متمدن حقيرتر گردد ؟ » .
ايضاً ص 12 : « همه مردان بزرگى كه غرب آنها را سرمشق خويش ساخته است ، ديوانگان نابغه اى هستند كه سزاوار حجرند . تمدن غرب آكنده از نبوغ و جنون است . » .
ص 14 : « بايد انتظار كشيد تا تمدن غرب به تنهايى ، خود در قبال خويش حكم محكوميت خود را صادر كند . » .
وقتى انسان روح خود را از دست بدهد فتح دنيا به چه درد او مىخورد ؟ .
22 . رجوع شود به ورقه هاى « عدالت و حكومت » و ورقه هاى « اسلام و نيازهاى امروز جهان » .
23 . عدالت مقدسترين مقدسات بشر است ، لااقل در مقدسات اجتماعى از قبيل آزادى و دموكراسى و مساوات از همه مقدستر است زيرا تأمين كننده همهء آنهاست . عدالت عنوان تازه اى و آرمان تازه اى براى بشر نيست ، بشر هميشه عدالت را آرزو كرده و نسبت به ستمگرى ابراز تنفر كرده است .
24 . مسأله اين است آيا عدالت خود يك واقعيت است كه بايد
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 53
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٣