مرحله از سير تكامل اقتصادى است و همهء مظاهر اجتماعى از اين زيربنا پيروى مىكند و همراه و هماهنگ با آن است .
در جامعهء ما همهء چشمها به غرب است ، همه چيز با غرب آغاز مىشود و با غرب پايان مىيابد و همهء كوششها در جهتى است كه روزى ايران جامهء غربى به تن كند . بايد ديد كه آيا اين جامهء عاريتى به تن ما برازنده هست يا نه ؟ و آيا اگر ما واقعاً روزى به غرب رسيديم ديگر همهء دردهايمان درمان يافته است ؟ .
دربارهء دانش غرب بحثى نيست . دانش ، شرقى يا غربى نيست . خود غربيها هنگامى كه گام درراه پيشرفت نهادند دانش را از ديگران فرا گرفتند ، بلكه از آرمانهاى غربى سخن در ميان است . هيچ آرمانى ( 1 ) تاوقتى با مقتضيات فرهنگى و اقتصادى و اجتماعى و ساير نمودهاى ملى ما سازگار و هماهنگ نباشد نمىتواند به صورت يك محور فكرى انديشه و كوشش ، مردم ما را در يك جهت معين رهبرى كند .
غرب به كجا مىرود ؟ :
غرب به كجا مىرود و اين پى سپرى از غرب ما را به كجا مىرساند ؟
بهتر است پاسخ اين پرسش را از زبان خود غربيها بشنويم تا ببينيم غرب چه وضعى دارد و به كجا مىرود ؟ .
امروز آمريكا با قدرت بزرگ اقتصادى خود بر سر جهان غرب قرار گرفته و رهبرى اين جهان را به دست دارد . در خود آمريكا نيويورك قلب آن سرزمين است و حتى مقر سازمان ملل متحد در اين شهر است . و حالا اين شما و اين گزارش « ادگارهوور » رئيس اف . بى . اى .
دربارهء وضع اجتماعى آمريكا و نيويورك :
هامش
( 1 ) . همهء سخن اين نويسنده بر اين محور است كه آرمان و ايمان لزوماً بايد ملى باشد و آرمان جهانى و عمومى ناممكن است . اشتباه اساسىاش همين است . كمونيسم و همچنين اسلام آرمان جهانى است .