6 . مسأله اساسى اين است كه آيا ميان ارزشها برخى ارزشها هست كه فطرى است و مدار است و معيار ساير ارزشهاست و انقلاب ارزشها با معيار آنها انقلاب است و مفيد است و گرنه سقوط ارزشهاست به نام انقلاب ؟ اين مسأله فوق العاده مهم است
ارزش انسان از [ نظر ] هوبز و لاك
در كتاب ( حقوق بشر ) تأليف ابوسعيدى ، صفحه 142 مىگويد :
« هر يك از لاك و هوبز طرز تفكر خاصى درباره محركات و انگيزه هاى انسانى داشتهاند ، چه ، درحالى كه هوبز بيشتر به جنبه هاى حيوانى انسان توجه دارد و او را اسير و بندهء شهوات و اميال نفسانى و مطيع قانون زور مىشمارد ، لاك انسان را متصف به صفات عاليه اخلاقى و داراى خوى و فطرت اجتماعى مىداند . » .
در صفحه 151 مىگويد : .
« . . . انسان هوبز تنها به سائقه غريزه راحت طلبى جسمانى جنبش و حركت مىكند ، انسان لاك نداى وجدان و وظيفه را مىشنود و دست كم در برخى اوقات به دستورات آن توجه مىكند . درحالى كه انسان هوبز هميشه خودپرست است ، انسان لاك برخى واقعاً و حقيقتاً نوع پرست و انسان دوست است . »
انسان از نظر فرويد
رجوع شود به كتاب ( فرويد و فرويديسم ) تأليف فليسين شاله ، ترجمهء ا . وكيلى ، صفحه 172 .