شكم بند دست است و زنجير پاى
شكم بنده كمتر پرستد خداى
غربيها اين نكته را كه شكم بند دست است و زنجير پاى ، خوب تشخيص دادهاند و عجب اين است كه اين زنجيرها را با نام « آزادى از اسارت » به ما تحميل مىكنند ، رسوايى لُختى را براى اسارت روح ما به وجود مىآورند و نامش را آزادى مىگذارند .
جمله هشتم راحت طلبى ، خواب راحت شب و بعدازظهر را با مرد جدى بودن ، استقامت در تصميم منافى مىشناسد . مىخواهد بگويد آن كه عاشق يك هدف است خواب آرام ندارد . خواب آرام همان و متلاشى شدن تصميمات همان . اين گونه اشخاص با حائل شدن پرده سياه شب تمام همتهاى خود را فراموش مىكنند .
جمله نهم به طوركلى اغتنام وقت را توصيه مىكند و اينكه « فى التسويف و التأخير آفات » و اينكه هر خون كه يك شب بگذرد پامال است .
عبادتها و رياضتها :
اين جمله ها را على در مقام ترغيب مردم به جهاد و مبارزه مىگفت ، و از اينجا به فايده و ارزش رياضتهاى عبادتى از قبيل روزه پى مىبريم و مىفهميم كه روزه براى انسان سازى است ، براى اين است كه ما از خود حيوانى كه لازمه اش محكوميت و اسارت است خارج شويم و خود انسانى پيدا كنيم . مىگويند چريكهاى الجزاير و همچنين ويت كنگها قادر بوده و هستند كه روزها با يك مشت خرما و يا يك مشت برنج در لابلاى سنگلاخها و كوهها زندگى كنند .
هدف تكامل :
در ( ذره بىانتها ) صفحه 3 مىگويد :
« اصلًا اساس و هدف تكامل به طورى كه علماى طبيعى گفتهاند خروج تدريجى موجود از اسارت طبيعت و از قيدهاى زندگى و كسب آزادى و تسلط در برابر شرايط خارجى است .
عبادت و روزه :
بنابراين اسلام با واجب كردن روزه خواهان تكامل ما بوده و هست و نوشته شدن روزه بر ما همانطور كه بر پيشينيان نوشته شده بوده است ، چيزى جز سرنوشت