أمّا إذا مَا ابْتَليه . . . ) *
كا . * ( ثُمَّ رَدَدْناه أسْفَلَ سافِلينَ . ) *
( تمام مذمتها متوجه انسان منهاى ايمان است ، به عبارت ديگر انسان جدا از خدا . از نظر اسلام انسانى كه ايمان ندارد و خدا را گم كند خود را گم كرده است و حقيقت گمراهى همين است و چنين انسانى بدترين جنبنده هاست . ) .
كب . * ( وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً من الْجِنِّ وَالإنْسِ لَهُمْ قُلوبٌ لا يَفقَهونَ بِها وَلَهُمْ أعْيُنٌ لا يُبْصِرونَ بِها وَلَهُمْ اذانٌ لا يَسْمَعونَ بِها اولئِكَ كَالاْءنْعامِ بَلْ هُمْ أضَلُّ اولئِكَ هُمُ الْغافِلونَ . ) * اعراف ، 179 .
اين آيه و آيهء « إنَّ الإنْسانَ لَفى خُسْرٍ إلَّا الَّذينَ امَنوا وَعَمِلُوالصّالِحاتِ » آيه جمع ادلَّهاند ، يعنى روشن مىكنند كه مدح و ذم قرآن متوجه چيست .
3 . آيا آنچه انسان ( 1 ) مدح شده است مربوط است به سرشت و استعداد ، و آنچه مذمت شده است مربوط است به اختيار سوء او و به عصيان او و به منزله شلاقى است بر پيكر او كه چرا كوتاهى مىكنى ؟ آيا تعريفها ناظر است به « لَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسانَ فى أحْسَنِ تَقْويمٍ » و مذمتها به « ثُمَّ رَدَدْناه أسْفَلَ سافِلينَ » و يا انسان موجود دو سرشتى است و در اصل سرشتش تضاد وجود دارد ( 2 ) ؟ .
4 . * ( الصورة الانسانية اكبر حجج الله على خلقه و هى الكتاب الذى كتبه بيده . ) * ( منسوب به امام صادق ، رجوع شود به ( اسرارالحكم ) ) .
5 . * ( ان الله خلق آدم على صورته . ) *
6 . منسوب به جامى است :
آدمى ، كون جامع :
حد انسان به مذهب عامه
حيوانى است مستوى القامه
پهن ناخن برهنه پوست ز موى
به دو پا رهسپر به خانه ز كوى
هر كه را بنگرند كاينسان است
مىبرندش گمان كه انسان است
هامش
( 1 ) . جواب اين سؤال در ورقه هاى « مدح و ذمّ انسان در قرآن » داده شده است .
( 2 ) . در [ بند « كا » ] جواب اين سؤال آمده است .