Skip to main content

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — Page 272

Contributors:

P.272
عشق آن زنده گزين كو باقى است وز شراب جانفزايت ساقى است تو مگو ما را بدان شه بار نيست با كريمان كارها دشوار نيست
دين مىگويد به مرده عشق مبند و به زندهء حىّ قيّوم عاشق باش . قرآن گاهى مىفرمايد : * ( قَدْ خَسِرَ الَّذينَ كَذَّبوا بِلِقاءِ الله ) * ، يا اينكه مىفرمايد : * ( قُلْ إنَّ الْخاسِرينَ الَّذينَ خَسِروا أنْفُسَهُمْ ) * . بايد گفت هيچ باختنى مثل آن نيست كه انسان شخصيت خود و شؤون حياتى خود را ببازد ، مثل اينكه اميد خود را ببازد . آن كس كه اميد خود را باخت درحقيقت حرارت و روشنايى و نيروى محرك و بالاخره حيات خود را باخته است . مىگويند زندگى بدون حاجت و حركت و جنبش ملالتآور است . اگر آدمى همه چيز هميشه داشته باشد از لذت زندگى محروم خواهد ماند . خود لذت به دست آوردن و ظفر يافتن و به مقصود و مطلوب رسيدن لذت بزرگ زندگى است . آدمى در زندگى مانند صيادى است كه هميشه در پى شكار است و از خود ظفريافتن و به چنگ آوردن شكار لذت مىبرد . اگر حاجت و حركت نباشد سكونى خواهد بود شبيه به مرگ ، خالى از هرگونه شوق و عشق و اميد . ملالت و افسردگى كه در ميان بعضى ملل و اقوام ديده مىشود براى همين است كه عشق و اميد و درنتيجه حركت و جنبش خود را باخته و از دست داده‌اند . علت از دست دادن اين امور يكى رواج ظلم و ستم است . روح سالم شاد است ، اميدوار است ، روح شاد به روى زندگى مىخندد و به ديگران هم شادى و اميد مىپاشد ، به عكس روح مأيوس و نااميد . در محفل خود راه مده همچو منى را - كه افسرده دل افسرده كند انجمنى را به عنبرفروشان اگر بگذرى - شود جامه هايت همه