آرزو . دين آمده براى اينكه امل و آرزو را كه عين حيات است وسعت ببخشد و همان چون عبور از املهاى محدود است « قصر امل » ناميده شده ، و از طرفى دين با املهاى كاذب و خيالات واهى مبارزه مىكند .
در قرآن « يَرْجُوا الله وَالْيَوْمَ الاْخِرَ » آمده ، همچنين آمده : * ( فَمَنْ كانَ يَرْجوا لِقاءَ رَبِّه فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً ) * ، و همچنين آمده : * ( يَرْجونَ رَحْمَتَه وَيَخافونَ عَذابَه . ) *
همچنين تعبير « يا رجائى و املى » در بعضى دعاها آمده ( ظاهراً دعاى ابوحمزه ) . در دعاى كميل است : * ( يا غاية امال العارفين ) * . در خود قرآن است : * ( وَأنَّ إلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى ) * . ايضاً ظاهراً « يا غاية رجائى » نيز آمده .
از اينجا مىتوان فهميد كه اميد و امل مساوى با حيات است و دين توسعه مىدهد حيات را كه از توسعه آثار حيات فهميده مىشود ، زيرا كنه حيات مجهول است . * ( يا أيُّهَا الَّذينَ امَنُوا اسْتَجيبوا لله وَلِلرَّسولِ إذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ . ) *
مولوى مىگويد :
عشقهايى كز پى رنگى بود
عشق نبود عاقبت ننگى بود
زانكه عشق مردگان پاينده نيست
چونكه مرده سوى ما آينده نيست
عشق زنده در روان و در بصر
هر دمى باشد ز غنچه تازه تر