ناطق يعنى داراى نفس مدرك كليات تعريف مىكنند . انسان مىانديشد و عمل مىكند بر خلاف حيوان كه محكوم غريزه است .
انديشه در انسان حكم قوهء مقننه و قوهء قضائيه را دارد و قواى عضلانى حكم قوهء مجريه را ، بر خلاف غريزه كه در حكم يك فرمانده عالى نسبت به زيردستهاى خود است ( رجوع شود به ورقه هاى « احياء تفكر اسلامى » صفحهء 11 ) .
مسألهء ديگر كه لازم است اشاره كنم ارزش استقلال فكر براى خود و براى اجتماع است . ارزش يك فرد و شخصيت يك فرد بستگى دارد به ميزان استقلال فكرى او و ايمان او به اصول و مبادئى كه در زندگى شناخته است به هر اندازه كه از اصول فكرى مستقل خالى است فاقد شخصيت و طبعاً به حكم اينكه در خود چيزى نمىيابد و خلئى در خود احساس مىكند مقلَّد و پيرو ديگران است ( 1 ) ( رجوع شود به ورقه هاى « احياء تفكر اسلامى » شمارهء 11 ، صفحهء 9 و 10 و به ورقه هاى « استقلال فكرى » ) .
7 . اينكه ما بايد تفكر اسلامى را احيا كنيم با اينكه فكر اسلامى است كه بايد ما را احيا كند منافات ندارد ، همچنانكه دربارهء تقوا گفتهايم و همچنانكه ما بايد غذا را سالم نگه داريم و غذا هم بايد ما را سالم نگه دارد .
8 . علىّ الوردى مىگويد : هم لنين كه گفته دين ترياك اجتماع است و هم نيچه كه گفته است دين ثوره و انقلاب است راست گفتهاند .
اولى دين موجود تحريف شده و مسخ شده را گفته و دومى دين اصلى را كه جاء به النبى .
9 . عجيب اين است كه هميشه منشأ بدبختيها را تودهء مردم دانستهاند و منشأ خوشبختيها را شخصيتهاى نظامى يا روحانى ، و از آنها مرتباً مجدّد ساختهاند .
هامش
( 1 ) . موت و حيات واقعى يك ملت .