عالى يعنى تركب شخصيت انسانى به كلى فراموش شده است و بجاى آن ، جمله هايى از قبيل : زندگى تنازع بقاست ، زندگى فقط جنگ است ، حق تنها گرفتنى است نه دادنى ( چه تعليم خطرناكى كه ضمناً توصيه به ندادن حق است ) آمده است كه زندگى بشر را ، انسانيت را ، عواطف انسانى را تباه كرده است .
مولوى در داستان معروف حضرت امير و كافرى كه آب دهان به روى على انداخت ، مىگويد :
شير حقم نيستم شير هوا
فعل من بر قول من باشد گوا
رخت خود را من ز ره برداشتم
غير حق را من عدم انگاشتم
جز به ياد او نجنبد ميل من
نيست جز عشق احد سر خيل من
خشم بر شاهان شه و ما را غلام
خشم را من بستهام زير لگام
تيغ حلمم گردن خشمم زده است
خشم حق بر من چو رحمت آمده است
آزادى معنوى - خلاصه
خلاصهء مطلب دربارهء آزادى معنوى كه در نمرهء 2 گفته شد : .
الف . انسان يك موجود مركب است و به حسب خلقت يك تضاد درونى دارد و پيوسته در كشمكش است .
از اينجا شروع مىكنيم كه انسان - لااقل بعضى انسانها - با همهء ميل و اشتياق فراوانى كه به تهيهء وسايل مادى زندگى دارد ، حاضر نيست به قيمت زير بار منت رفتن كه يك امر معنوى است بپذيرد ( شعر منسوب به مولى ، حكايت ( گلستان ) ، سه جملهء مولى ) . ولى آزادى معنوى تنها اين نيست كه انسان از زير بار منتِ غيرآزاد باشد به طوركلى از هر