محدود به آنها مىكنند ولى روسا اغلب چهار زن دارند ولى اين امر بسته بميل رئيس است نه جزو تشريفات و سنن اجبارى . من مردانى از طبقه كمبضاعت و پائينمرتبه را ديدم كه هفت تا هشت زن داشتند و مهراب خان رئيس طايفه رخشانى در زمانى كه در پايتخت او بسر مىبردم شانزدهمين زن را عقد ميكرد . آنها با زنان خود با احترام و ادب و رعايت نزاكت و دقت رفتار ميكنند و مانند ساير مسلمانان تعصب جاهلانه نداشته و از اينكه ايشانرا با يك خارجى به صورت ساده و معمولى بهبينند ناراحت نميشوند اگرچه بطور كلى و بهيچوجه بزنها حق شركت و حضور در مجامع عمومى نميدهند .
بلوچها تعدادى فراوان غلام و كنيز نگهميدارند كه در واقع محصول چپوى آنهاست .
با غلامان و كنيزان بمهربانى و آزادگى رفتار مىكنند چنان كه اين عمل آنان موجب حقشناسى و سپاسگزارى است . در آغاز اسارت ، اين افراد خود را بدبختترين موجود زنده جهان مىپندارند و رفتارى كه در اول با ايشان مىشود سخت و نامطبوع بوده شايد خارج از توصيف باشد . چشم اسرا را بسته آنان را مانند بار ، بر شتران بسته و حمل ميكنند و غرض آنها از اين عمل آنست كه اسرا راه بازگشت را درك نكنند .
موى زنان و ريش مردان را مىتراشند و ريشه مو را با مادهاى كه از آهك زنده ساخته مىشود ميسوزانند تا در نتيجه هيچيك از اسرا روى بازگشت به وطن را نداشته باشند . اسرا بتدريج و به زودى تسليم سرنوشت گرديده با آن مىسازند و از قضا خدمتگزارانى بسيار صديق و باوفا ميشوند . بايد داستانى كوتاه بيان كنم ، زيرا مىتواند وضعيت و مناسبات اربابان و غلامان و كنيزان را به خوبى روشن نموده و بعنوان مثال روشن به كار رود .
كاپتن كريستى با تعجب و تحير به ايدل خان رخشانى سردار نوشكى اظهار داشت كه چگونه اين تعداد فراوان غلام و كنيز در دستگاه وى با كوشش و سعى وافر و علاقه كار مىكنند بدون آنكه كسى بر كار آنان نظارت كند . او گفت : چرا نه ! به آنان لباس و غذا داده مىشود و با ايشان مانند ساير افراد خانواده رفتار مىگردد ، اگر زحمت نكشند به خوبى آگاهند كه نان كم مىشود و پس بايد مانند خودمان از كمبود نان رنج ببرند . نفع
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: هنرى پاتينجر
ص٦٦