شترى كه با قدمهاى سريع چهارنعل مىتازد باور نكردنى است . براى من كه داستانهائى از مسابقات شتردوانى ، آن هم بعنوان مزاح و شوخى شنيده بودم ، مشاهده عينى و واقعى چنين مسابقهاى اعجابانگيز و تحسينآور بود .
جم هنگام عصر به شهر بازگشت و ما به تولشا
Toolsia
( نماينده سوندرجى كه در سون منى ملاقات كرده بوديم ) دستور داديم برود و ورود ما را بجم اطلاع داده از وى اجازه بگيرد تا چند روزى در بلا بمانيم . جم بريد ما را با ادب و مهربانى پذيرفت ، نه فقط اقامت موقت ما را در بلا تصويب كرد بلكه وعده هرگونه مساعدتى را در هنگام توقف در بلا و مسافرت بعدى ، تا جائى كه در قدرت دارد داد . در حالى كه فكر مىكرديم ممكنست با اعتراض جم مواجه شويم دريافت چنين خبر مساعدى بسيار ذيقيمت بود و موجبات رضايت خاطر بىاندازه و امكان توفيق ما را نويد مىداد . دوست ما ، اجاره دار سونمنى از طريق راه ديگرى زودتر از ما به بلا رسيده و خانه خودش را كه جائى دنج و آرام است براى پذيرائى مهيا كرده بود . اگرچه اين خانه فقط از يك سالن بزرگ و دو صندوقخانه ( اطاق بسيار كوچك ) تشكيل شده بود ولى با داشتن ديوار و در ورودى و يك ايوان منزلى راحت و مستقل بود . توام با آنهمه تواضع و فروتنى خدمتگزار سوندرجى ، اين منزل عالىتر و بيش از آن بود كه ما احتياج داشتيم .
23 ژانويه - امروز صبح تولشا بما اطلاع داد كه راناست الان نامهاى مطول از كراچى در سند دريافت داشت و آن را براى من خواند . در اين نامه در مورد بىتدبيرى و همدست بودن رانا در كسب اجازه ورود نمايندگان حكومت بريتانيا در قلمرو اربابش يعنى جم دوستانه اعتراض شده بود و از وى خواسته بود تا ما و تمام افرادى را كه از هر فرقه و مذهبى همراهمان هستند بالاجبار بر قايق سوار كرده و به بمبئى بازگردانند .
نويسنده اين نامه « 1 »
( Sett )
اضافه كرده بود گرچه غرض ما قصد تجارتى ادعا شده ولى
هامش
( 1 ) - دورادناستDureadna Settتاجرى هندو كه از همكارى با كمپانى و نمايندگان آن منافع سرشارى برده بود .