ملاقات او و شاهزاده - دلايلى كه باستناد آن مؤلف شرح سفر خود را خاتمه ميدهد - باغ جهاننما - مقبره حافظ - خروج از شيراز - شهر زرقان - پرسپوليس - راه سرحد - مرز ايالت فارس - شهر يزد خواست - سرماى شديد در شب - توقف در اصفهان - كاپتن كريستى همسفر مؤلف به او مىپيوندد - احساس او در اين واقعه - قصرها و ساير ديدنيهاى اصفهان - نقاشيها - شيشه رنگى - ميناكارى - بازارهاى اصفهان - وسيع - نظيرش هم در شيراز و هم در كرمان - خروج از اصفهان - رسيدن به كاشان - شرحى درباره آن شهر و محصولات آن - مسافرت سريعى كه از جانب مؤلف و همراهان به عمل آمد - ده ميانه - قافلان كوه - رود قزل اوزن - پل - منظره جالب - پيوستن به ژنرال مالكم در مراغه - كاپتن كريستى اقامت در ايران را انتخاب مىكند - بچه منظور - خلاصهاى از شرح مسافرت او پس از جدائى از مؤلف در نوشكى - ميسيون از مراغه ميرود - رسيدن به بغداد از طريق صحنه و كرمانشاه - عبور از سفلاى رودهاى دجله و شط العرب - توقف مؤلف در بصره - مراجعت به بمبئى .
* * * بيست و پنجم مه - به قصد آغاز مسافرت فقط 6 ميل طى طريق كرديم و چون بعقيده همسفرانم امروز روز فوق العاده خوشبختىآورى بود نزديك خرابههاى باغى اطراق نموديم . قاصدى را كه روز ورودم بكرمان به سوى ژنرال مالكم فرستاده بودم كمى دور تر از شهر ديدم و از مفاد نامهاى كه برايم آورد دانستم كه ژنرال شيراز را به قصد وصول بدربار ايران ترك كرده است .
بيست و ششم مه - ساعت يك صبح سوار شده پس از طى 40 ميل راه خستهكننده هنگام ظهر در دهى كوچك بنام رباط توقف كرديم . در اينجا كاروانسراى بسيار بزرگى وجود داشت كه اصطبلهاى آن پانصد تا ششصد رأس اسب را در خود جاى ميداد ولى اين كاروانسرا در شرف اضمحلال و نابودى بود . سمت مسافرت امروز بين جهات جنوبغربى و شمالغربى تغيير مييافت و مقدار راه تقريبا ده فرسنگ و راهى هموار و عالى بود . سى ميل پس از كرمان از نزديك باغين كه قلعهايست كوچك گذشتيم . اين محل اولين توقفگاه
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: هنرى پاتينجر
ص٢٦٥