شرح لغات :
احكام : جلوگيرى كردن از فساد و تباهى كار . و « حكمت » شناسايى چيزهايى است كه جلوگيرى از تباهى و نقص كار مىكند و شناختن آنچه زشت را از زيبا ، و فساد را از صحيح جدا سازد .
حكيم : در مورد خداى تعالى به دو معنا آيد : 1 - به معناى اسم فاعل « محكم » و از صفات فعل باشد يعنى كارهاى او محكم است . 2 - آنكه به معناى « عليم » ( و دانا ) و از صفات ذات باشد .
تفسير :
« الر »
در اول سورهء بقره معناى اين حروف و همچنين قولهاى بسيارى را كه در تفسير آن گفتهاند ، بيان داشتيم ، و تكرار آن در اينجا بىفائده است .
« كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ »
اين قرآن كتابى است كه آيات آن محكم است و سپس شرح و توضيح شده است ، و در معناى اين جمله چند وجه گفتهاند :
1 - ابن عباس گفته : يعنى آيات آن - مانند كتابها و اديان پيشين - نسخ نشود ، و با بيان حلال و حرام و ساير احكام شرح و توضيح شود .
2 - حسن و ابى العاليه گفتهاند : معناى آيه اين است كه آيات قرآن بوسيلهء امر و نهى محكم شده و با ذكر وعده و تهديد و پاداش و كيفر توضيح شده است .
3 - از مجاهد نقل شده كه گفته است - يعنى آيات قرآن يك جا محكم و استوار گرديده ( و پى ريزى شده ) و سپس در وقت نزول آيه آيه و تدريجاً نازل گرديده تا شخص مكلف براى تدبر و دقت در آنها فرصت و قدرت بيشترى داشته باشد .
4 - ابو مسلم گفته : يعنى نظم آن به جهت فصاحتى كه دارد محكم است تا به حدى كه معجزه گرديده ، و سپس با شرح و بيان توضيح شده .
5 - معناى پنجم آن است كه آيات آن متقن و محكم است كه خلل و تباهى در آن نيست ، زيرا كار محكم آن كارى است كه آن را با استحكام انجام دهند و خلل و نقصى در آن نباشد . و سپس آنها بدنبال يكديگر قرار داده شده است .