كه خزينههاى خدا ( و مقدرات وى ) نزد من است ، و نه غيب ميدانم ، و نه ميگويم كه فرشتهام ، و نه نسبت به آنها كه در چشم شما خوار و پست مىآيند ميگويم كه خدا خيرى به آنها نميدهد ، خدا بهتر ميداند در ضمير و دلهاى ايشان چيست ، و گرنه ( در غير اين صورت ) من از ستمگران خواهم بود
( 31 ) .
شرح لغات :
طرد : دور كردن از روى خوارى .
ازدراء : كوچك و حقير شمردن .
تفسير :
نوح پيغمبر عليه السلام براى آنكه خيال آنها را از درخواست مال و مزدى براى كار خود آسوده سازد و عذر آنها را در نپذيرفتن دعوت از نظر مخارج و بودجهء مالى قطع كند فرمود :
« وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالًا »
اى مردم من براى اين دعوتى كه بسوى خداوند ميكنم از شما مزدى نميخواهم كه از ترس پرداخت مال از پذيرفتن دعوتم خوددارى كنيد .
« إِنْ أَجرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ »
كه ثواب و مزد من در اين كار جز بر خدا نيست .
« وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا »
و من مردمان با ايمان را از پيش خود نميرانم و از روى اهانت آنها را از خود دور نخواهم كرد . و زجاج و ابن جريج گفتهاند : اينان از نوح خواسته بودند آنها را از خود دور كند تا به دو ايمان آورند ، و بشخصيتشان بر مىخورد كه در رديف آنها قرار گيرند .
« إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ »
با اين جمله پاسخ درخواستشان را داده و آنها را آگاه كرده كه اينان پروردگار خود را ديدار ميكنند ، و اگر من آنها را طرد كنم بكيفر اين عمل دچار عذاب خدا خواهم گشت .
- و اين معنايى است كه زجاج كرده - و جبائى گفته : يعنى اينان ثواب و پاداش پروردگار خود را ديدار خواهند كرد و با اينحال چگونه فرو مايه و اراذل هستند ، و چگونه ممكن است مستحق طرد باشند و كسى آنها را از خود طرد كند .