و حذف اين جمله بدانجهت است كه آيهء پيشين يعنى آيهء
« كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ . . . »
بر آن دلالت دارد ، و نظيرش در اشعار عرب ديده مىشود مانند گفتار اين شاعر كه در مرثيهء برادر خود گويد :
و خبّرتماني انما الموت بالقرى * و كيف و هاتا هضبة و قليب « 1 »
يعنى « فكيف مات و ليس بقرية . . . » . و بنا بر اين معناى آيه چنان است :
چگونه براى اينان در نزد خدا و رسولش پيمانى باشد در صورتى كه آنها چنانند كه اگر بر شما ظفر يابند و غالب آيند . . .
« لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً »
حفظ نكنند و مراعات نكنند دربارهء شما خويشاوندى و نه پيمانى را . و « ال » به معناى خويشاوندى است - چنانچه از ابن عباس و ضحاك روايت شده ، و به معناى عهد و پيمان است - چنانچه از مجاهد و سدى نقل شده - و به معناى همسايگى است - چنانچه از حسن روايت شده - و به معناى سوگند و قسم است - چنانچه از قتاده و ابى عبيده روايت شده - و برخى گفتهاند « ال » نام خدا است - چنانچه اين قول نيز از مجاهد نقل شده - ، و نقل شده كه سخن مسيلمهء كذاب را نزد ابو بكر خواندند ، ابو بكر گفت : « لم يخرج هذا من ال . . . » ( يعنى اين سخن از خدا نيست . . . ) و آنكه گفته : « ال » به معناى عهد است گويد : اينكه ميان عهد و ذمه در آيه جمع شده - و گرچه هر دو بيك معنا است - بدان جهت است كه معناى دو لفظ مختلف است چنانچه در گفتهء شعراء نيز آمده مانند : « و الفى قولها كذباً و ميناً » « 2 » ( يعنى و گفتهء آن زن را دروغ يافت ) و گفتهء شاعر ديگر كه گويد :
« متى أدن منه ينأ عنى و يبعد » « 3 » * « يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ »
( هر گاه به دو نزديك ميشوم او از من دورى گزيند . ) يعنى مانند دوستان شما با شما سخن ميگويند
هامش
( 1 ) - و به من گفتيد كه مرگ در ده اتفاق ميافتد ، پس چگونه مرد با اينكه اينجا كوه و چاه است ؟
( 2 ) - شاهد در لفظ « كذب » و « مين » است كه هر دو به معناى دروغ است .
( 3 ) - شاهد در « ينأ » و « يبعد » است كه هر دو به معناى دور شدن است .