( 1 ) ابو سفيان پس از مراجعت از اين سفر اشعارى نيز گفت [ ( 1 ) ]
غزوهء ذى أمر
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پس از مراجعت از غزوهء سويق باقيماندهء ذى حجه و محرم را در مدينه بود و در ماه صفر بعزم جنگ با قبيلهء غطفان ( كه بگفته مورخين در صدد حمله بمدينه برآمده بودند ) از مدينه بيرون آمد و عثمان بن عفان را در مدينه منصوب فرمود . ولى ( چون قبيلهء غطفان از ترس لشگر اسلام فرار كردند ) آن حضرت بدون آنكه با دشمن برخورد كند پس از گذشتن ماه ربيع الاول يا اواخر آن ماه بود كه بمدينه بازگشت .
غزوه فرع
در ماه ربيع الثانى دوباره آن حضرت ابن ام مكتوم را در مدينه منصوب فرمود و به قصد جنگ با قريش با عدهاى از مسلمانان از شهر خارج شد و تا « بحران » كه نام معدنى در نواحى « فرع » [ ( 2 ) ] بود برفت و چون با قريش برخورد نكرد در آنجا بماند و پس از گذشتن ماه جمادى الاولى بمدينه باز گشت .
سرنوشت يهود بنى قينقاع
( يهود بنى قينقاع جماعتى بودند كه در مدينه بتجارت و كسب و زرگرى مشغول بودند و چنانچه در جلد اول گذشت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پس از ورود بمدينه پيمان عدم تعرض با آنها بسته بود ) و پس از جنگ بدر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آنان را در بازار خودشان ( كه بنام آنها ) بازار بنى قينقاع ( موسوم بود ) جمع كرده و موعظهشان فرمود و از آن جمله فرمود :
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 2 : 45 .
[ ( 2 ) ] فرع نام قريهاى است در شانزده فرسنگى مدينه .