تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
مطالبى است كه گفته شد .

[ روايت هفتم « مقبوله عمر بن حنظلة » ]

آياتى از قرآن مجيد روايت ديگرى كه از مؤيدات بحث ماست « مقبولهء « 1 » عمر بن حنظله » مىباشد . چون در اين روايت به آيهء شريفه‌اى تمسك شده ، لازم است ابتدا آن آيه و آيات قبل آن مورد بحث قرار گيرد ، و معناى آن تا حدودى معلوم شود ، سپس روايتْ مورد بحث قرار گيرد . أعوذ با لله من الشيطان الرجيم * ( « إِنَّ الله يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَإِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ، إِنَّ الله نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِه إِنَّ الله كانَ سَمِيعاً بَصِيراً . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الأَمْرِ مِنْكُمْ ، فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِى شَيْءٍ فَرُدُّوه إِلَى الله وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا . » ) * « 2 » خداوند امر فرموده كه امانتها را به اهلش ( صاحبش ) بدهيد . و هر گاه بين مردم داورى كرديد ، به عدالت داورى كنيد . خدا به آن اندرزتان مىدهد و يادآوريتان مىكند . بى شك خدا شنواى بيناست . اى ايمان آوردگان ، خدا را اطاعت كنيد و پيامبران را اطاعت كنيد ؛ و اولياى امرتان ( متصديان رهبرى و حكومتتان ) را . بنا بر اين ، اگر در مورد چيزى با يكديگر كشمكش پيدا كرديد ، آن را به خدا و پيامبر عرضه بداريد ، اگر به خداى يگانه و دورهء آخرت ايمان داريد . آن روش بهتر است و خوش عاقبتتر . خداوند امر فرموده كه « امانات را به اهلش رد كنيد . » عده‌اى بر اين عقيده‌اند كه منظور از « امانتْ » مطلق امانت خلقى ( يعنى مال مردم ) و خالقى ( يعنى احكام شرعيه ) مىباشد . و مقصود از « رد امانت الهى » اين است كه احكام اسلام را آن طور كه هست اجرا كنند . « 3 » گروه ديگرى معتقدند كه مراد از « امانت » امامت است . « 4 » در روايت هم آمده كه مقصود از اين
هامش
« 1 » مقبوله » حديثى است كه علماى فقه و حديث بدون توجه به صحت يا عدم صحت سند آن ، مضمون آن را پذيرفته و بر طبق آن عمل كرده باشند . مانند حديث عمر بن حنظله . « 2 » نساء / 58 59 ) « 3 » مجمع البيان ، سوره « نساء » ذيل آيهء 58 . « 4 » مجمع البيان ، سورهء « نساء » ذيل آيهء 58 و تفسير برهان و تفسير درّ المنثور ذيل همين آيه .
ولايت فقيه ( فارسي ) — صفحة 83 | السيد الخميني / مؤسسة تنظيم ونشر آثار الإمام الخميني