اتفاق نظر دارند كه در قرآن ، نقص ، اضافه يا تحريف وجود ندارد . » البته ، نظرهاى فراوانى وجود دارد كه در صفحات مذكور كتاب مورد اشاره ، مىتوان بدانها رجوع كرد . در مورد بعضى روايتهاى نادرست كه ممكن است بعضىها بدان استناد كنند ، بايد گفت كه اين روايتها محكوم و مردود است . نظير آنها نزد اهل سنت هم موجود است و آنها نيز محكوم بهشمار مىرود . « 1 »
استاد بهنساوى در بارهء مسئلهء عصمت مىگويد : « عصمت كه اهل سنت منكر آن مىشوند ، اگر هر دو گروه آن را به گونهاى كه نزد امامان دوازدهگانه وجود داشته ، بفهمند ديگر مطلبى ميان دو گروه پيش نمىآيد كه منجر به اين شود كه هر يك ديگرى را تكفير كند . چون آن معنايى كه امامان قبول دارند در اعتقادات اهل سنت خروج از دين محسوب نمىشود . انكار عصمت امرى نظرى است زيرا در نصوصى كه اهل سنت به صحت آن اعتقاد دارند وارد نشده است . وهمانطور كه روشن است ، كفر تنها برانكار امور ثابت در قرآن و سنت مترتب مىشود و اينكه انكار كننده نسبت به اين مطلب آگاهى داشته باشد . پس اگر ناآگاه باشد يا به عدم صحت روايت معتقد شود كافر نيست ؛ اگر حجت شرعى را بر او اقامه نكنيم . » « 2 »
پس از استاد بهنساوى ، نزد استاد انور جندى و كتابش الإسلام وحركة التاريخ مىرويم . وى مىگويد : « تاريخ اسلام سرشار از
هامش
( 1 ) همان ، ص 74 .
( 2 ) الإسلام و حركة التاريخ ، ص 42 .