روان شدند و باهم مشورت مىكردند و مىگفتند رفتن بباغ مخفى بماند . ( 23 ) تا فقرا و مساكين باخبر نشوند و داخل باغ نگردند . ( 24 ) و صبح زود به طرف باغ روان شدند و در دلهاى خود چنين تصميم داشتند كه ميوه را حتى يك دانه به فقرا ندهند . ( 25 ) پس آنگاه كه بباغ رسيدند گفتند : ما چه گمراه بوديم كه چنين مىانديشيديم . ( 26 ) نهتنها گمراهيم بلكه محروم هم شدهايم . ( 27 ) آنكه ميانهروتر از همه بود گفت مگر به شما نگفتم چرا خدا را به پاكى نمىستاييد ؟ ( 28 ) گفتند منزّه است پروردگار ما كه به راستى ما از ستمكاران بوديم . ( 29 ) آنگاه رو به يكديگر كرده گناه را به گردن يكديگر نهادند . ( 30 ) گفتند : واى بر ما كه به راستى مردمى طغيانگر بوديم . ( 31 ) اميد است پروردگارمان باغى بهتر از آن به ما بدهد ، كه ما دل به سوى پروردگارمان نهاديم .
( 32 ) آرى عذاب چنين است و البتّه عذاب آخرت بزرگتر است اگر مردم بفهمند . ( 33 ) محقّقا براى مردم پرهيزكار در نزد پروردگارشان بهشتها و باغهاى پرنعمت است . ( 34 ) آيا ما با مسلمانان چون مجرمان رفتار مىكنيم ؟ . ( 35 )
القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 920
مساهمون: كتاب الله تبارك وتعالى
ص٩٢٠