تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
گروه ستمكاران را هدايت نمىكند . ( 258 ) يا مثل آن مردى كه بر دهكده‌اى گذر كرد كه باوجود بناهايى كه داشت از سكنه خالى بود . ( عزير ) از خود پرسيد خدا چگونه مردم اين دهكده را زنده مىكند . پس خدا او را صد سال ميراند ، آنگاه زنده‌اش كرد و پرسيد چه مدتى درنگ كردى ؟ گفت : يك روز و يا قسمتى از يك روز . خداوند فرمود : ( نه ) بلكه صد سال ماندى ، به خوردنى و نوشيدنى خود بنگر ، ما تو را آيت و عبرتى براى مردم قرار مىدهيم استخوانها را بنگر كه چگونه آنان را برمىانگيزانيم و سپس آنها را با گوشت مىپوشانيم . همين كه بر او روشن شد كه صد سال است كه مرده و اينك دوباره زنده شده گفت : حال مىدانم كه خدا بر همه چيز تواناست . ( 259 ) و به ياد آور آن زمان را كه ابراهيم گفت : پروردگارا نشانم بده كه چگونه مردگان را زنده مىكنى ؟ فرمود مگر ايمان ندارى ؟ عرض كرد چرا ! ولى مىخواهم قلبم آرام يابد ، فرمود : پس چهار مرغ را بگير و بكش و آنها را درهم آميز آنگاه هر قسمتى از آن را بر سر كوهى بگذار