جلجل روايت نموده و در پايان آن مىگويد : « سليمان بن جلجل در كتاب طبقات الاطباى خود چنين گفته است » .
پنجم : در عصر ابن جلجل اينگونه كتابها را بطريقه طبقات مىنگاشته ، اما پيش از آن روش معمولى در نگارش اينگونه كتابها بطريقهء حروف الف با بوده است . چنان كه ابو بكر الزبيدى متوفى بسال 379 ه - كه با ابن جلجل همعصر بوده كتابى بعنوان : « طبقات النحويين و اللغويين » 1 نوشته است ، وى و ابن جلجل هر دو در دربار خليفهء اموى خدمت مىكردهاند .
اينك اگر بگوئيم كه ابن جلجل كتاب خود را : « طبقات الاطباء و الحكماء » نام نهاده است ، سخن بگزاف نگفتهايم ، با اينكه نسخههائى كه از اين كتاب بدست آمده تهى از نام مىباشد ، شايد سببش اين است كه همهء اين نسخهها از روى يك نسخهء بىنام رونويس شده است .
اينك فهرست كتابهائى كه دربارهء پزشكان و حكماء و در تاريخچه زندگانى و نوادر و داستانهاى ايشان نوشته شده به ترتيب زمانى :
1 - تاريخ يحيى النحوى : « تاريخ پزشكان و حكيمان » ، اين كتاب را اسحاق بن حنين از يونانى به عربى ترجمه كرده ، و تمامى آن را در كتاب خود كه به همين نام و در همين موضوع نگاشته آورده است .
2 - « تاريخ الاطباء و الحكماء » نگارش اسحاق بن حنين متوفى بسال 298 ه وى اين كتاب را بر پايهء كتاب يحيى النحوى نامبرده نوشته است ، استاد روزنتال اين كتاب را در مجلهء : أوريانس
ORIENS
( جلد هفتم سال 1954 م . ) طبع و نشر كرده است .
3 - كتاب : « نوادر الاطباء » نگارش حنين بن اسحاق متوفى بسال 260 ه يك نسخهء مخطوطه از اين كتاب در كتابخانه : « اسكوريال » به شماره 756 مىباشد ، لفتنال متن عبرانى اين كتاب را با ترجمهء آن بچاپ رسانيده است ، برخى اين كتاب را « تاريخ حكماء و اطباء » بشمار مىآرند ( التراث اليونانى - ص 39 ) . ولى اين كتاب را نمىتوان يك كتاب تاريخ دانست ، بلكه دفترى است كه در آن سخنان و گفتارهاى پراكنده
شرح
( 1 ) - اين كتاب در سال 1954 م . بكوشش و تحقيق استاد محمد ابو الفضل ابراهيم انتشار يافته است