تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
و پدر روحانى پل اسپاط در تكمله فهرست خود ص 38 يك نسخهء ديگر ازين كتاب را كه بسال 693 نوشته شده - معرفى نموده است ، افسوس كه نمىدانيم اين نسخهء كه وى مىگويد اكنون در كجاست ؟ . و غافقى و ابن البيطار در كتابهاى خود كه در ادويه مفرده تأليف كرده‌اند مطالب بسيارى از كتاب : « تفسير اسماء الادويه . . . » ابن جلجل نقل كرده‌اند .

بخشى از مقدمهء كتاب تفسير اسماء الادوية المفردة

خوشبختانه ابن ابى اصيبعه در كتاب عيون الانباء 1 بخش مهمى از مقدمهء كتاب تفسير اسماء الادويهء . . ابن جلجل را بيادگار گذاشته است ، در اين بخش ابن جلجل تاريخچهء ورود كتاب الحشائش ديسقوريدس را باندلس در عصر خلافت الناصر عبد الرحمن ( 337 ه ) بعنوان هديه 2 از طرف امپراطور روم رومانوس به تفصيل نگاشته است . 3
شرح
( 1 ) - عيون الانباء - ابن ابى اصيبعة - 2 : 48 ( 2 ) - مقرى در كتاب : « نفح الطيب » ( 1 : 234 ) داستان فرستادن هداياى امپراطور روم رومانوس را به نقل از : كتاب المغرب - ابن سعيد ، و از كتاب العبر ابن خلدون ، نوشته - و مىگويد : اين هدايا در سال 336 ه بقرطبه رسيد . و از « ابن حيان اندلسى » روايت كرده كه او گفته است ، اين واقعه در سال 338 ه اتفاق شده ، آنگاه مقرى خود در تعليق بر اين اختلاف مىگويد ، « خدا مىداند كدام‌يك درست مىگويند ؟ » ، و ابن جلجل - بروايت ابن ابى اصيبعه مىگويد : « بگمانم رسيدن اين هدايا در سال 337 ه بوده است » ( 3 ) - در آن روزگار پادشاه قسطنطينية : « قسطنطنين پسر اليون بود ( قسطنطنين ششم كه او را : « بروفيروجانات » مىناميده‌اند ) ، و در روزگار پادشاهى وى مردى ( بزرگ فرمدار ) بود كه رومانوس نام داشت ، اين مرد در كار پادشاهى بر قسطنطنين چيره ، و با بودن پادشاه خود بانجام كارها مىپرداخت ، تا سرانجام تاج بر سر نهاده و خويشتن را پادشاه خواند ، و از آنگاه باز قسطنطينيه را دو پادشاه بود ، تا جايى كه نامهء را كه با هدايا براى الناصر باندلس فرستاده بودند بنام اين هر دو پادشاه چنين نوشته بودند : « دو پادشاه بزرگ ، پيرو دين مسيح : قسطنطنين و رومانوس » ( نفح الطيب ، 1 : 234 ، طبقات الامم ، 35 ، التنبيه و الاشراف 146 ) .