دستهدسته ، گروهگروه بپاى گيوتين كشيدند ، در ميدانهاى عمومى زنده آتش زدند و بالاجمال دمار از روزگار اسلام و اسلاميان برآوردند . تا سرزمين اندلس بار ديگر كشورى مسيحى خالص گرديد .
و اينك قريب پنج قرن از آن وقايع مىگذرد ، و جز چند ساختمان عظيم و درهم شكسته و فرسوده از قصور خلفاى اسلام و چند تا از مساجد و پلها و قلاع نيمهويران ديگر نام و نشانى از اسلام در آن كشور ديده نمىشود . 1
روزگارى در شهرهاى مهم آن سرزمين : قرطبه
Corduba
اشبيليه
Sevilla
طرطوشه
Tartessus
غرناطه
Granada
برشلونه ( بارسلون )
Barcelona
مجريط ( مادريد )
Majerit - Madrid
و ديگر شهرها بزرگترين مجالس علمى بزرگترين حلقات و حوزههاى درس : تفسير قرآن ، فقه ، حديث دائر بوده است ، مدارس اين شهرها انبوه از طلاب علوم دينيه بوده ، كتابخانهها مشحون از كتب ، فقها ، رواة اخبار و احاديث و علما به نشر و اشاعه معارف اسلامى و تأليف و تصنيف و تحقيق مشغول بودهاند .
روزگارى بر فراز گلدستههاى مساجد اين شهرها هر نيمروز و شامگاهان آواى اللّه اكبر . . اشهد ان محمدا رسول اللّه . . . . طنينانداز بوده است
اينك امروز در اين شهرها ، نامى و نشانى از اسلام از اين چيزها كه گفته شد ديده نمىشود .
امروز تنها يك محقق تاريخ و نژادشناس يا متخصص در السنه مىتواند در تحقيقات خود تشخيص دهد كه اسپانيا روزى كشورى اسلامى بوده و دين رسمى و غالب آن اسلام و زبان رسمى آن زبان قرآن بوده است . زيرا در هر ناحيه از نواحى زندگانى و اجتماعى و اخلاقى و عمرانى و ادبى اين سرزمين از دوران اسلام ريشه هائى برجاى مانده است .
يكى از نويسندگان عصر اخير سلسلهء نسب و نژاد و اسامى پدران يك تن از مردم كنونى اسپانيا را كه نمودار تحولات اجتماعى اين سرزمين مىباشد چنين نوشته است :
« جرج پسر فيليپ پسر الفونس پسر البر پسر كريگوار پسر پاسگال پسر - سعيد بن محمد ؟ ؟
هامش
( 1 ) - كاخ الحمرآء در غرناطه و مساجد و قصور اشبيليه امروز از آثار الباقيه اسلام در اسپانيا خودنمائى مىكند و روزگار درخشان اسلام را به ياد مىآورد .