( 1 )
366 . يونس بن عبد الرحمن
غلام على بن يقطين ، يكى از رهبران شيعه ، و از مردان برجستهء آنها . امام صادق عليه السلام را در بين صفا و مروه ديد و از آن حضرت روايت نكرده است و از امام رضا و امام كاظم عليهما السلام روايت كرده است . وكيل امام رضا عليه السلام و از خواص آن حضرت بود . عبد العزيز بن مهتدى به امام رضا عليه السلام گفت : من نمىتوانم همه وقت تو را ببينم ، از چه كسى معالم دينم را ياد بگيرم ؟ امام عليه السلام فرمود : از يونس بن عبد الرحمن . « 1 »
و راويان مىگويند كه امام رضا عليه السلام براى يونس سه بار بهشت را ضمانت كرد و در بارهء او فرمود : او مانند سلمان در زمان خويش بود .
و يونس روايت كرده است كه : ابو الحسن موسى عليه السلام درگذشت و تمام آنهايى كه به امامت آن حضرت معتقد بودند مقدار زيادى پول نزدشان بود و مىگفتند كه او امامى است كه بر مىگردد و مرگ او را انكار مىكردند و براى مثال نزد زياد قندى هفتاد هزار دينار بود و نزد على بن ابو حمزه سى هزار دينار .
او گفت : من اين را ديدم و حقيقت براى من كشف شد . من كاملا از امور ابى الحسن الرضا عليه السلام آگاه بودم ، بنا بر اين مردم را به پيروى از او فرا خواندم . او گفت : آنها - يعنى زياد قندى و على بن ابو حمزه - براى من پيغام فرستادند كه : مردم را به پيروى از ابو الحسن الرضا فرا نخوان . اگر پول مىخواهى ما تو را بىنياز مىكنيم . و آنها دهها هزار دينار ضمانت كردند .
يونس گفت : پس من به آنها گفتم : ما از صادقين عليهم السلام روايت داريم كه گفتند : « وقتى بدعت آشكار شد بر عالم واجب است كه علم خود را ظاهر كند و اگر اين كار را نكرد نور ايمان از او سلب مىشود . » من هرگز جهاد را ترك
هامش
( 1 ) رجال كشى .