خرماى صيحانى بود و من درخواست كردم مقدارى از آن را به من بدهد حضرت مقدارى از آن را به من داد و من آن را شمردم ، هيجده دانه بود ، پس تعبير كردم كه هيجده سال ديگر زنده هستم و اين را فراموش كردم . يك روز ازدحام مردم را ديدم ، پرسيدم : چه خبر است ؟ گفتند : على بن موسى الرضا عليه السلام آمده است . پس رفتم ديدم همان جايى كه پيامبر نشسته بود نشسته است و طبقى خرما هم نزد اوست . از آن خرما درخواست كردم ، مقدارى به من داد ، چون شمردم هيجده عدد بود . پس گفتم : بيشتر بده . فرمود : اگر جدّم اضافهتر داده بود من هم مىدادم . « 1 »
( 1 )
301 . محمد بن كليب اشعرى
شيخ طوسى او را از اصحاب امام رضا عليه السلام شمرده است .
( 2 )
302 . محمد بن منصور بن الابرد نخعى
شيخ طوسى او را از اصحاب امام رضا عليه السلام شمرده است .
( 3 )
303 . محمد بن منصور اشعثى
شيخ طوسى او را از اصحاب امام رضا عليه السلام شمرده است و اضافه كرده كه او را نشناخته است .
( 4 )
304 . محمد بن منصور اشعرى
شيخ طوسى او را از اصحاب امام رضا عليه السلام شمرده است .
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 199 .