داشت . و كشى او را در رجال امام ابى الحسن موسى عليه السلام ذكر كرده است .
( 1 ) صفوان بن يحيى وكيل امام رضا و امام جواد عليهما السلام بود . راجع به دينش ، واقفى سالم بود و بسيار زاهد و عابد . گروهى از واقفيان به او پول زيادى دادند اما او پاسخ آنها را نداد . او دوست صميمى عبد اللّه بن جندب و على بن نعمان بود . گزارش شده است كه آنها قراردادى در خانهء خدا بستند كه هر كسى از آنها مرد آن كس كه باقى مىماند نماز و روزهء آنها را انجام دهد و زكاتشان را بپردازد ، و آن دو نفر مردند و صفوان باقى ماند . پس هر روز يكصد و پنجاه ركعت نماز مىخواند و سه ماه در سال روزه مىگرفت و زكات را سه دفعه پرداخت مىكرد و آنچه را كه از جانب خود هبه مىكرد ، از طرف آن دو نفر هم هبه مىكرد . چون سخت پرهيزكار و باتقوا بود به مردى كه دو دينار به او داده و از وى خواسته بود كه آن را در كوفه به خانوادهاش بدهد گفت : من شتر كرايه مىدهم و بايد از كرايهكننده اجازه بگيرم . صفوان به اندازهاى باتقوا و خداپرست بود كه هيچ يك از همرديفانش به پايهء او نمىرسيدند . او سى كتاب تأليف كرده است كه جز چند كتاب ذيل از آنها اطلاعى در دست نيست :
كتاب الوضوء ، كتاب الصلاة ، كتاب الصوم ، كتاب الحج ، كتاب الزكاة ، كتاب النكاح ، كتاب الطلاق ، كتاب الفرائض ، كتاب الوصايا ، كتاب الشراء و البيع ، كتاب العتق و التدبير ، كتاب البشارات ، و كتاب النوادر .
از صفوان احاديث درخشانى در بارهء تقوا ذكر شده است ، همان گونه كه از ائمّهء هدى در مدح و ثناى او نقل شده است . او در سال 210 هجرى به رحمت ايزدى پيوست . « 1 »
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث ، ج 19 ، صص 128 - 133 .