و من ابا الحسن و ابا محمد عليهما السلام را ديدم و پدرم مؤذّن آن دو بود .
اينچنين در كتاب رجال نجاشى آمده است .
( 1 )
23 . احمد بن عمر كنجد فروش
او كنجد يعنى روغن كنجد مىفروخت . از امام رضا عليه السلام روايت كرده و براى او از آن حضرت مسائلى است . « 1 »
( 2 )
24 . احمد بن الفيض
شيخ او را از اصحاب امام رضا عليه السلام شمرده است « 2 » ، و او امامى مجهول الحال است .
( 3 )
25 . احمد بن محمد
ابن ابى نصر بزنطى ، كوفى و ثقه است . امام رضا عليه السلام را ملاقات كرده و نزد او موقعيت بزرگى داشته و از او كتابى روايت كرده است و از كتابها كتابى به نام كتاب جامع و كتاب نوادر هست . شيخ در كتاب الغيبة گفته است : او واقفى بود ، بعدا برگشته است ، چون معجزاتى به دست امام رضا عليه السلام كه دال بر صحّت امامت او مىكرد ظاهر شد ملتزم حجّت شد و اقرار به امامت او و امامت فرزندش از بعد او كرد .
احمد گفت : نزد امام ماندم تا شب شد . گفت : گفتم بروم ؟ به من فرمود : نرو ، شب شده است . گفت : نزد او ماندم ، پس او عليه السلام به كنيزش فرمود : برو و رختخواب و بالش مرا بياور و براى احمد در آن اتاق پهن كن . احمد گفت :
وقتى من وارد اتاق شدم نزد خودم گفتم : آيا كسى مانند من هست در خانهء ولىّ
هامش
( 1 ) نجاشى .
( 2 ) رجال طوسى .