سخت گرفتند تا اينكه گاوى را كشتند و پوستش را پر از طلا كردند . »
سپس فرمود : « على بن ابى طالب عليه السلام فرمود : حكما حكمت را ضايع نمودند چون آن را نزد غير اهلش وضع كردند . » « 1 »
( 1 ) 2 . مأمون به امام رضا عليه السلام نامه نوشت و از آن حضرت خواست تا او را موعظه كند . پس امام براى مأمون اين اشعار را نوشت :
انك فى دنيا لها مدّة * يقبل فيها عمل العامل
اما ترى الموت محيطا بها * يسلب فيها امل الآمل
تعجل الذّنب بما تشتهى * و تأمل التّوبة من قابل
و الموت يأتى اهله بغتة * ما ذاك فعل الحازم العاقل « 2 »
تو براى مدتى در دنيايى هستى كه عملى كه انجام دادى مورد قبول است .
آيا نمىبينى كه مرگ آنها را احاطه كرده و اميد اميدواران را باطل مىكند ؟
تو آن گونه كه مايلى گناه مىكنى و آرزو دارى كه خدا توبهء تو را قبول كند و مرگ ناگهان فرا رسد . اين عمل يك فرد عاقل دانا نيست .
( 2 ) 3 . و از اشعارى كه در وعظ است اين ابيات است :
كلنا يأمل مدّا فى الاجل * و المنايا هنّ آفات الامل
لا تغرنك اباطيل المنى * و الزم القصد ودع عنك العلل
انّما الدّنيا كظلّ زائل * حل فيه راكب ثمّ ارتحل « 3 »
همهء ما آرزو داريم عمرمان طولانى باشد در حالى كه مرگ انتظار را باطل
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 72 ، ص 345 .
( 2 ) اعيان الشيعة ، ج 4 ، ص 199 .
( 3 ) عيون التواريخ ، ج 3 ، ص 227 .