امام به آنها دستور داد كه قانع باشند و به آنچه خدا برايشان مقدّر كرده است راضى باشند . به آنها فرمود : چه مىخواهيد ؟ مىخواهيد كه پادشاه باشيد ؟ آيا خوشحال هستيد كه مانند طاهر و هرثمه باشيد در حالى كه بر خلاف آنچه هستيد باشيد ؟
يكى از آنها حرف امام را قطع كرد و گفت : نه به خدا ، مرا خوشحال نمىكند كه تمام دنيا و آنچه در آن است از طلا و نقره مال من باشد و من بر خلاف آنچه بر آن هستم - يعنى منحرف از اهل بيت - باشم .
پس امام عليه السلام فرمود : « خدا مىفرمايد :
اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
« 1 » . به خدا گمان خوب داشته باش ، زيرا كسى كه به خدا حسن ظن داشته باشد خدا نيز به او حسن ظن دارد . كسى كه به روزى كم راضى باشد ، عمل كم او مورد قبول است . كسى كه با يك چيز كم حلال راضى باشد ، هزينهء او كم است و خانوادهاش آسوده و راحتاند و خدا او را به درد دنيا و دواى آن آگاه مىكند و او را سالم به دار السلام مىرساند . » « 2 »
امام عليه السلام آنها را به گنجى سفارش كرد كه از بين رفتنى نيست و به آنان فهماند كه مالك چيزى هستند كه قيمت آن از طلا و نقره بيشتر است و آن ولايت اهل بيت عليهم السلام است كه از بزرگترين نعمتهاى خدا بر بندگان مخلص اوست .
( 1 )
د . مساوات بين غنى و فقير :
امام رضا عليه السلام اصحابش را به مساوات بين غنى و فقير در سلام سفارش كرد و فرمود : « كسى كه فقير مسلمانى را ببيند و به او سلام كند بر خلاف سلامى كه به غنى مىكند ، خدا ملاقاتش خواهد كرد در حالى كه بر او
هامش
( 1 ) سبأ / 13 .
( 2 ) تحف العقول ، ص 448 .