لكن به شرطى كه نفع مؤمنين و دفع آزار از آنها اجازه دهد . او عليه السلام فرمود : همانا براى خدا با سلطان اوليايى است كه به وسيلهء آنان از دوستانش دفع ظلم مىكند . « 1 »
حسن بن حسين انبارى روايت كرده است كه من براى حضرت رضا عليه السلام چهارده سال نامه نوشتم و از او درخواست كردم به من اجازه دهد در كار سلطان وارد شوم . در آخرين نامهاى كه نوشتم تذكر دادم كه اگر سلطان بفهمد كه من رافضى هستم مرا مىزند و اينكه من شكى ندارم كه به خاطر رافضى بودن در كار دولت منع شدهام . پس ابو الحسن الرضا عليه السلام براى من نوشت :
« نامهء تو را خواندم و از آنچه راجع به ترس از جانت نوشته بودى مطلع شدم . اگر تو حاكم شدى و بر طبق دستورهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عمل نمودى و اعوان و نويسندگانت با تو هم عقيده شدند و تو به مؤمنين فقير كمك كردى تا حدى كه يكى از آنها شدى ، پس كار تو مورد تأييد است ، در غير اين صورت خير . » « 2 »
( 1 )
83 . خيار حيوان
على بن اسباط از ابى الحسن الرضا عليه السلام روايت كرده است كه از آن حضرت شنيدم كه فرمود : خريدار حق خيار در حيوان را تا سه روز دارد . و اما چيزهاى ديگر غير از حيوانات ، حق فسخ موقعى است كه يكديگر را ترك مىكنند . « 3 »
هامش
( 1 ) المقنع ، ص 31 .
( 2 ) فروع كافى ، ج 1 ، ص 359 .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 390 .