( 1 )
رفتار
امام رضا عليه السّلام نمونهاى عجيب از پدرانش بود كه از ارواحشان استفاده كرده و از هر خواستهاى كه با راستى و حقيقت ارتباط نداشت ، دورى نموده بود . رفتارش با نشان دادن ثبات قدم نسبت به راستى و اعتراض به دروغ ممتاز بود . او به مأمون خليفهء عباسى دستور داد كه از خدا بترسد و او را براى رفتارش كه مخالف واقعيت دين بود ، سرزنش كرد . مأمون از امام رنجيد و هنگامى كه آن حضرت را به شهادت رسانيد ، مرتكب بدترين جنايات شد .
اين موضوع را در قسمتهاى بعد شرح خواهيم داد .
رفتار امام رضا عليه السّلام نسبت به خانواده و برادرانش نمونهاى ديگر از اثبات حق بود . امام از كسانى كه از دين خدا خارج شده بودند ، روى مىگردانيد . او سوگند ياد كرد كه هرگز با برادرش زيد صحبت نخواهد كرد تا خداى متعال را ملاقات كند ، و اين در حالى بود كه زيد مرتكب كارى بر خلاف قانون الهى شده بود .
امام رضا عليه السّلام نسبت به فرزندانش با نشان دادن رفتار خويش از طريق شيوههاى گوناگون آموزشى به آنها ممتاز بود ، مخصوصا نسبت به فرزند معصومش امام جواد عليه السّلام كه حتى وى را با نام صدا نمىزد ، بلكه بيشتر با كنيه مورد خطاب قرارش مىداد . به عنوان مثال مىفرمود : « ابو جعفر ( امام جواد عليه السّلام ) براى من نوشته است و من براى ابو جعفر نوشتم » « 1 » ، و به اين ترتيب مىخواست او را احترام و تمجيد كند .
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 283 .