و آمرزش خواهى از خداى خويش گشود :
« فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ ، سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ »
اهل تأويل دربارهء فضاى آن ظلمات ( تاريكىها ) اختلاف نظر دارند ، برخى گفتهاند : مراد از آن ظلمت شب ، يا ظلمت دريا و يا ظلمت شكم ماهى است ، اما برخى ديگر معتقدند كه معناى اين عبارت آن است كه وى در تاريكى شكم يك ماهى كه در شكم ماهى ديگر بود ندا داد ، يا از آن روى كه آن ماهى چنان در زير آب فرو رفت كه فضاى بالاى او ظلمانى مىنمود . در نگاه طبرى درستترين نظر در اين باره آن است كه خداوند متعال از يونس خبر داد كه او خدا را در تاريكى ها ندا داد كه :
« أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ »
. در اين باره ترديدى نيست كه منظور از يكى از اين تاريكىها شكم ماهى و يكى ديگر ظلمت درياست ، اما دربارهء سومين تاريكى اختلاف نظر وجود دارد . البته مىتوان آن را تاريكى شب ، يا قرار داشتن آن ماهى در شكم ماهى ديگرى دانست و هيچ دليلى در دست نيست كه معلوم بدارد كداميك از اينها مراد است و سخنى بهتر از آن به نظر نمىرسد كه در اين باره تسليم ظاهر آيهء كريمه باشيم « 1 » . امّا اينكه برخى گفتهاند ؛ آن ماهى او را به زمين هفتم فرو برد . اگر در اين باره خبر درستى در دست باشد ، سخنى نيست ، اما اگر اين را گفته باشند تا نداى او را در تاريكىها توجيه كنند ، به نظر مىرسد آنچه در تفسير آيه گفتيم ، مجالى براى اين تأويل باقى نمىگذارد « 2 » . امّا اين آيه كه مىفرمايد : « معبود [ راستينى ] جز تو نيست . تو پاك [ و منزهى ] به راستى من از ستمكاران بودم ، پس [ دعايش را ] اجابت كرديم و از غم رهايىاش داديم و مؤمنان را بدينسان نجات مىدهيم » [ انبيا ، 87 - 88 ] . دربارهاش بايد گفت كه احمد و ترمذى و نسايى و نيز حكيم ترمذى در نوادر الاصول و حاكم در المستدرك و بيهقى در الشعب و گروهى ديگر از سعد بن ابى وقاص از پيامبر اكرم ( ص ) روايت كردهاند كه فرمود : « اين دعاى ذو النون زمانى كه در شكم ماهى بود :
« لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ »
از آن دعاهايى است كه هيچ مؤمنى به اين الفاظ به درگاه الهى دعا نكرده ، مگر آنكه خداوند آن را روا داشته است » « 3 » . همچنين در روايت ديگرى آمده است كه هر گرفتارى كه با اين دعا خداوند را بخواند ، گره از كار او خواهد گشود » « 4 » . از حسن بصرى روايت شده است كه گفت : خداوند از
هامش
( 1 ) . تفسير طبرى ، 17 / 80 ؛ روح المعانى ، 17 / 84 .
( 2 ) . تفسير فخر رازى ، 22 / 216 .
( 3 ) . تفسير روح المعانى ، 17 / 85 .
( 4 ) . تفسير نسفى ، 3 / 87 ؛ تفسير فخر رازى ، 22 / 216 ( و اصل حديث در سنن ابى داوود ) .