ابن ابى حاتم از ابن منكدر روايت كرده كه گفت : روزى عبد اللّه بن عباس و عبد اللّه بن عمرو بن عاص به هم برخوردند و ابن عباس به ابن عمرو گفت : كدامين آيه در نگاه تو اميد بخش تر است ، عبد اللّه بن عمرو گفت : آيهء
« قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ »
و تا پايان آيه را خواند و ابن عباس گفت : امّا من مىگويم اين آيه اميدوار كننده تر است :
« إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ ؟ قالَ بَلى »
كه البته پاسخ « بلى » از ابراهيم ( ع ) پذيرفته شد . آنگاه گفت : اين از آن امورى است كه در دل مىافتد و شيطان در آن وسوسه مىافكند .
حاكم نيز در « المستدرك » چنين روايت كرده است « 1 » . [ طبرى ] در تفسير خويش گفته است :
پذيرفتنىترين نظر در تأويل اين آيه آن خبر درستى است كه از رسول خدا ( ص ) روايت شده كه وى فرمود : « نحن احق بالشك من ابراهيم ، قال :
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى ، قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ
/ ما در شك از ابراهيم سزاوارتريم ، گفت : خدايا به من بنمايان كه چگونه مردگان را زنده مىكنى ؟ [ خداوند ] فرمود : آيا باور ندارى ؟ » امّا ما معتقديم كه وى اين درخواست را به دليل وسوسهء شيطان از خداوند طلب كرد ، چنان كه ابراهيم ( ع ) يك ماهى را ديد كه يك نيمهء آن در خشكى و نيمهء ديگرش در آب بود كه جانوران خشكى و دريا و پرندگان از آن مىخوردند ، شيطان او را چنين وسوسه كرد كه گفت : خداوند كى اين را از شكمهاى اين جانوران فراهم خواهد آورد ، آنگاه بود كه از پروردگارش خواست كه به او بنماياند كه چگونه مردگان را زنده مىگرداند تا آن را به چشم ظاهر ببيند و ديگر پس از آن شيطان هرگز نتواند به او چنين وسوسه كند ، آنگاه پروردگارش به او فرمود :
أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ ؟
يعنى اى ابراهيم آيا باور ندارى كه من بر اين كار توانا هستم ؟ ابراهيم عرض كرد : پروردگارا ، چرا ! بلكه از آن روى چنين درخواستى از تو كردهام تا دلم آرام گيرد كه آنگاه شيطان هرگز نخواهد توانست همچون آن زمان كه اين ماهى را ديدم ، مرا به وسوسه افكند « 2 » .
امّا دربارهء آن حديثى كه طبرى در تفسير خويش آورده بايد گفت كه در صحيح بخارى با سلسلهء سند مذكور از ابن شهاب از ابى سلمه و سعيد [ بن مسيّب ] ، از ابى هريره روايت شده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : نحن احّق بالشك فى ابراهيم ، اذ قال
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى ، قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ ، قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
. همچنين مسلم در صحيح خويش به سند
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير ، 1 / 471 - 482 ؛ المستدرك ، حاكم نيشابورى ، 1 / 60 .
( 2 ) . تفسير طبرى ، 5 / 491 - 492 .