فراغ از قنوت دو دست را پائين آورد به طريق متعارف ، بعد از آن رفع يدين نموده تكبير بگويد ، مگر در صورتى كه بسيار بلند نموده باشد به حدى كه قريب به منتهاى اليه رفع يدين در تكبير يا به آن حد بوده باشد ، در اين صورت اكتفاء به همان حالت كفايت نمىكند در تأديه سنت .
سوم : از امور مذكوره در بيان تحديد رفع يدين است در حال قنوت و كيفيت آن است ، پس مىگوئيم : ظاهر مىشود اختلاف فقهاء در اين مسأله به چند قول :
اول : آن است كه رفع يدين مىنمايد در حالت بسط كفين تا به حدى كه يدين محاذى با صورت مصلى شود و ظهر كفين به جانب زمين باشد و بطن به جانب آسمان ، و اين مشهور ما بين فقهاء است ، مرحوم شيخ شهيد اين قول را نسبت به أصحاب داده .
دوم : مثل اين است در كيفيت و اقل از آن در تحديد ، يعنى به همين نحو بلند مىنمايد تا به حدى كه مقابل سينهء مصلى شود ، اين قول مختار ابن براج و ابن ادريس است .
سوم : آن است كه ظهر كفين را به سوى آسمان نگه دارد و بطن كفين را به سوى زمين . و اما مقدار رفع يدين پس مشخص نيست ، اين قولى است كه مرحوم محقق در معتبر نسبت به قيل داده .
چهارم اقوال : قول به جواز امرين است ، يعنى تأديه سنت مىشود به رفع يدين ، خواه ظهر كفين را به سوى آسمان نگه دارد يا بطن آن را با اولويت قرار دادن بطن كفين را به سوى آسمان ، اين قول را مرحوم محقق در معتبر و مرحوم علامه در منتهى اختيار فرمودهاند .
مختار قول اول است ، لكن تحديد مذكور به عنوان ندب و رجحان است نه
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 428
مساهمون: سيد مهدى رجائى
ص٤٢٨