انتفاى دليل بر شرطيت ، به علاوه كلمات أصحاب طرا ناطق بر فساد اين احتمال است ، نظر به اين كه تقييد فرمودهاند وجوب طمأنينه را به مقدار ذكر واجب ، پس هرگاه اشتراط صحت نماز به طمأنينه در ذكر مستحب در سجود و ركوع ثابت مىبود ، مىبايست تنبيه بر اين بفرمايند ، مثل ساير شروطى كه موقوف عليه صحت است ، از قبيل طهارت و ستر عورت و نحو اينها ، ظاهر اين است كه اين محل تأمل نبوده باشد .
كلامى كه هست اين است كه طمأنينه در ذكر مستحب در ركوع و سجود آيا شرط صحت خود ذكر مستحب هست يا نه ؟ مجملا مراد اين است ترك طمأنينه در أوان اشتغال به ذكر مستحب در ركوع و سجود اگر چه مضر به صحت صلاة نيست ، لكن كلام در اين است كه آيا مضر به صحت آن ذكر هست ، پس گويا اين شخص تارك ذكر مستحب در آن بوده ، يا مضر به صحت ذكر مستحب نيست ؟
مقتضاى اطلاقات امره به ذكر ثانى است ، و اين معتضد به كلمات أصحاب است ، نظر به اين كه فرمودهاند در هر يك از ركوع و سجود طمأنينه كه واجب است به مقدار ذكر واجب است ، و ظاهر اين كلام اين است كه هرگاه اخلال به طمأنينه بشود در ذكر مستحب ، اين باعث خلل در ذكر مستحب نشود ، به علاوه در بعضى از عبارات تصريح شده به استحباب طمأنينه در ذكر مستحب بعد از تصريح به وجوب آن در ذكر واجب . قال في السرائر : و الطمأنينة الواجبة في القيام و كذلك في الركوع به قدر ما ينطق بالذكر الواجب و ما زاد على ذلك فمستحب .
بلى غاية آنچه كه ممكن است كسى متسمك شود در اين مقام حديثى است كه ثقة الاسلام در كتاب كافى روايت فرموده از سليمان بن صالح از كاشف اسرار
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: سيد مهدى رجائى
ص٢٥١