تحقق ماهيت ترتيل دانسته باشد ، بلكه ظاهر از كلمات علما خلاف آن است .
پس مناسب اين است كه جملهاى از عبارات جماعتى از أعاظم علما را ذكر كنيم تا حقيقت حال مشخص شود .
پس مىگوئيم : قال شيخ الطائفة في النهاية : ينبغي أن يرتل قراءته و يضع الحروف مواضعها « 1 » . هرگاه اين كلام كه عبارت از « و يضع الحروف مواضعها » بوده باشد تفسير ترتيل بوده باشد ، پس ترتيل عبارت از اخراج حروف از مخارج خواهد بود ، و اگر چنين نبوده باشد تفسير ترتيل از كلام نهايه ظاهر نمى شود .
و محقق در معتبر فرموده : نعني بالترتيل في القراءة تبيينها من غير مبالغة ، و به قال الشيخ « 2 » . پس بنابر اين ترتيل عبارت از ظاهر گردانيدن قرائت است ، و به عين همين تفسير فرموده مرحوم علامه در منتهى ، گويا مراد از غير مبالغه اجتناب از بطوء مفرط بوده باشد .
و علامه در نهاية الاحكام فرموده بعد از حكم به استحباب ترتيل در قرائت :
و نعني به بيان الحروف و اظهارها و لا يمد بحيث يشبه الغناء ، و لو أدرج و لم يرتل و أتى بالحروف بكمالها صحت صلاته « 3 » . و ابن ادريس در سرائر فرموده : ينبغي أن يرتل قراءته و يبينها و لا يعجل فيها .
مجملا مستفاد از كلمات مذكوره و غير اينها آن است كه ترتيل عبارت است از اجتناب از سرعت مفرط در قرائت ، پس بنابراين ممكن است تحقيق ترتيل با قرائت فاتحة الكتاب به نفس واحد كه مطلقا رعايت وقف در سر اينها ننمايد .
هامش
« 1 » نهايه شيخ طوسى ص 77 .
« 2 » معتبر محقق ج 2 / 181 .
« 3 » نهاية الاحكام علامه حلى ج 1 / 476 .